سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )

221

طب در دوره صفويه ( فارسى )

كرد تا از سر تقصير او بگذرد شاه با مشاهدهء كارى كه او با خود كرده بود و دريافت پول‌ها گناه او را بخشيد و دوباره او را به حكمرانى گيلان منصوب كرد . يكى ديگر از تنبيهات وحشيانه سوزاندن و آتش زدن بود . در اين مورد بايد دانست كه در دورهء صفويه تنبيه با شمشير و آتش در سراسر اروپا و ايران يك روش رايج به شمار مىرفت . حكيم محمد در اين مورد مطالب عجيبى نوشته است ، عجيب از اين نظر كه پرداختن به اين موضوع را در حد جراحى دانسته و آن را به دو نوع تقسيم كرده است اول سوختگىهاى تصادفى كه مىگويد رايج‌ترين آن افتادن كودك در ديگ آش و استفاده زن‌ها از واجبى تيز است . نوع دوم هم سوزاندنى كه به فرمان يكى از مقامات صلاحيت‌دار و به عنوان تنبيه انجام مىپذيرد و مىگويد در اين حالت بيشتر از همه سر و پا در معرض سوختگى قرار دارند . سوزاندن و آتش زدن به عنوان شكنجه نيز مورد استفاده قرار مىگرفت براى مثال پس از شكست و دستگيرى شاهرخ براى آنكه بگويد بقيه جواهراتى را كه نادر شاه از هند آورده بود كجا مخفى كرده است آغا محمد خان دايره‌اى از خمير روى سر او چسباند و داخل آن را روغن جوشان ريخت . از نظر درمان سوختگىها در نوشته‌هاى حكيم محمد هيچ مطلب تازه‌اى به چشم نمىخورد ولى به احتمال زياد او اولين كسى است كه بين سوختگىهاى سطحى كه در آن فقط پوست آسيب مىبيند ، و سوختگىهاى عمقى كه در آن علاوه بر پوست عضلات نيز صدمه مىبيند تفاوت‌هائى قائل شده است و براى درمان هر كدام يك سرى مرهم و ضمادهاى خاص توصيه مىكند كه بايد مورد استفاده قرار داد به علاوه او پى برده بود كه سوختگى در طرف راست بدن بىخطرتر از سوختگى در سمت چپ است . در آخر به رايج‌ترين تنبيهات كه اغلب درمان آن به جراحى نياز پيدا مىكرد مىپردازم و منظور من از آن چوب زدن و شلاق زدن است . در اين زمينه بين ايرانيان و اعراب تفاوت‌هائى به چشم مىخورد . قوانين شرع اسلام محل ضربات و تعداد آنها را دقيقا مشخص كرده و گفته است كه اين نوع تنبيه براى چه جرائمى بايد اجرا بشود . در ايران دورهء صفويه اين دستورات به كلى ناديده گرفته مىشدند به علاوه در آن دوره زدن چوب يا شلاق به پشت چندان معمول نبود و فرد خاطى را بيشتر فلك مىكردند و براى اين كار محكوم را به پشت مىخواباندند پاى او را به فلك مىبستند و آن‌قدر بالا مىآوردند تا كف آن ديده بشود و سپس يك يا دو نفر با نى خيزران ، چوب و يا با ميله آهنى به آن مىزدند . تعداد ضربات عملا نامحدود و اغلب به يك عدد سه رقمى مىرسيد و نتيجهء يك چنين تنبيهى مىتوانست فاجعه‌آميز باشد . در هر دو كشور ايران و تركيه از اين روش براى تنبيه و مقر آوردن كسانى كه نمىخواستند حرف بزنند استفاده مىشد و حتى گاهى اوقات اروپائيان نيز از يك چنين