سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )
212
طب در دوره صفويه ( فارسى )
محمد علاء الدين سبزوارى پدر غياث الدين نيز همين مطلب را در كتاب خود تكرار كرده و مىگويد « اگر سنگ « 6 » نتواند دفع بشود سعى در خارج ساختن آن از راه جراحى يك عمل فوق العاده خطرناك است ولى اين خطر در كودكان كمتر مىباشد . اگر اين سنگ در كليه قرار داشته باشد هرگز ديده و يا شنيده نشده است كه از راه جراحى آن را بيرون آورده باشند » . به اين ترتيب يك چنين بيمارانى فقط از راه دارودرمانى علاج مىگرديدند . سنگ دهانهء مثانه و يا سنگى كه در مجراى ادرار گير كرده بود يك مسئله كاملا جداگانه از سنگ كليه محسوب مىگشت اگر سنگ در مجراى ادرار گير كرده بود و مىشد آن را با لمس كردن ذكر احساس كرد جراح بيمار را به پشت مىخواباند دستيارانش پاهاى او را محكم مىگرفتند و او ذكر را آنقدر در جهات مختلف تكان و مالش مىداد تا سنگ به داخل مثانه برگردد و اگر اين كار مثمر ثمر واقع نمىشد دست به عمل جراحى مىزد و سنگ را با دست خارج مىساخت . بهاء الدوله با احتياط و دقت تمام اعلام مىدارد كه يك چنين جراحى در هر سنى فوق العاده خطرناك است و مىگويد كه عفونت محل جراحى و خوب نشدن زخم خطرات اصلى را تشكيل مىدهد او مىنويسد : من ديدم يكى را در جوانى شكافته بودند و محل شكاف رسته نشده بود و سالها زنده بود و جراحى استاد را ديدم كه سنگ از مثانه بيرون آورده بود مقدار جوز بزرگ و سيب كوچك ، بعضى از آنها رسته بودند « 7 » . حكيم محمد صادقانه اعتراف مىكند كه كليه و مثانه طاقت هيچ نوع جراحى را ندارند و او خودش هرگز دست به يك چنين عملى نزده است . البته اين امكان نيز وجود داشت كه مجراى ادرار به علتى غير از سنگ مسدود مىشد و يكى از رايجترين علت اين رويداد قاعدتا مىبايست ضيق مجراى بول بوده باشد . در يك چنين موردى براى احتراز از جراحى وسايل گوناگونى به كار برده مىشد . غياث الدين پس از ذكر يك سرى داروهاى متعدد كه مىبايست به صورت موضعى و يا داخلى مصرف مىشدند اظهار مىدارد كه اگر اين نوع درمان مثمر ثمر واقع نشود بايد يك شاخهء نازك زعفران را به داخل مجرا فرو كرد تا موجب اتساع آن بشود و اگر اين كار هم نتيجهاى نداد بايد يك شپش زنده را وارد مجراى بول ساخت . اگر هيچيك از اين اعمال منجر به درمان بيمار نمىشد چاره ديگرى باقى نمىماند جز اين كه بخش زيرين ذكر بيمار درست در همان محلى كه معمولا براى خارج ساختن سنگ شكافته مىشد جراحى مىگرديد . و سپس با فرو كردن يك ميله از هر دو جهت محل دقيق بند بودن مجرا تعيين مىشد و بعد در كنار ذكر در محل اندكى جلوتر از محلى كه مجراى
--> ( 6 ) - منظور نويسنده سنگ مثانه است ( مترجم ) ( 7 ) - نقل از خلاصة التجارب ، نسخهء خطى كتابخانه مجلس شوراى ملى