سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )

185

طب در دوره صفويه ( فارسى )

نمىبايست غصه چيزى را بخورد و يا احساس دلواپسى كند و هميشه زيباترين جامه‌هاى وى را به او مىپوشاندند . براى تسكين درد هم مرتبا مرهم‌ها و ضمادهاى مسكن روى محل جراحى مىگذاشتند و قبل از تعويض ضماد محل آن را با دقت شستشو مىكردند و گربه‌اى را وادار مىساختند كه روزى دو بار روى زخم را بليسد و اين كارى بود كه براى درمان زخم‌هاى بدون درد نيز انجام مىدادند . جراحان دورهء صفوى مثل جراحان تمام قرون و اعصار براى وسايل كار خود ارج و ارزش فراوان قائل بودند ولى احتمالا از اين كه مىديدند جراحان اروپائى از وسايل كار بهترى برخوردار هستند غبطه مىخوردند و شايد به همين دليل هم بود كه وقتى شاردن به ايران آمد از جمله هدايائى كه براى شاه آورد يك جعبه طلا براى گذاشتن حب‌هاى ترياك كه تقريبا همه ايرانىها روزى چند بار آن را مصرف مىكردند و يك جعبه لوازم جراحى حاوى وسايل بسيار ظريف جراحى از قبيل چاقوى دسته‌دار ، نخ بخيه بسيار باريك و ديگر ابزار كارهائى از اين قبيل بود . حكيم محمد چندين صفحه از كتاب خود را به شرح وسائلى كه در اختيار جراحان آن دوره قرار داشت اختصاص داده است هريك از اين وسايل داراى نام علمى و فنى خاص خود بودند كه متاسفانه در كتاب ذخيرهء كامله از ذكر اسم بسيارى آن‌ها خوددارى شده است و من تصور مىكنم كه اين نقص بيشتر گناه كسى است كه از روى كتاب اصلى او نسخه بردارى كرده و ذكر اسامى مندرج در نسخه اصلى را از قلم انداخته است و دليل بر اين مدعا نيز اين است كه قبل از شرح هريك از ادوات مزبور مقدارى جاى خالى باقى گذارده شده است از آنجا كه رسم بر اين بود كه تيترها و عناوين را در كتب خطى با مركب قرمز مىنوشتند پس بدون شك مىتوان نتيجه گرفت كه محرر تصميم داشته است اين اسامى را به رنگ قرمز بنويسد ولى بعد به عللى اين كار را به طور كامل انجام نداده است . به‌هرحال در وحلهء اول يك چاقوى جراحى بزرگ شرح داده شده است كه با چاقوهاى معمولى تفاوت داشت زيرا حكيم محمد مىگويد اين وسيله بايد بسيار نرم بوده « و مثل چاقو » تيز و برنده باشد . اين چاقو مىبايست آن‌قدر تيز باشد كه بتواند استخوان را هم ببرد كه طبيعتا من تصور مىكنم منظور نويسنده قطع استخوان از محل مفاصل مىباشد . چاقوى مزبور براى هيچ منظور ديگرى نمىبايست مورد استفاده قرار مىگرفت و لازم بود كه حتما در غلاف مخصوص نگاهدارى مىشد تا از قرار گرفتن در جوار رطوبت و زنگ‌زدگى در امان بماند . بلندى تيغه اين چاقو در حدود طول كف دست بود . از اين وسيله بيشتر براى قطع انگشتان دست يا پا در موارد مارگزيدگى استفاده مىشد و عمل به اين صورت انجام مىگرفت : جراح ابتدا با يك شريان‌بند چرمى نظير آنچه كه فصادها به كار مىبردند بالاى محل زخم را محكم مىبست و سپس با اندكى فاصله از آن اقدام به قطع اندام مىنمود . حكيم محمد مىگويد يك استاد جراح ماهر بايد بتواند انگشتى را چنان قطع كند كه حتى