سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )
173
طب در دوره صفويه ( فارسى )
علاوه بر خطر سوزاندن اين امكان نيز وجود داشت كه گرمى حمام موجب برخاستن بخار آهك و صدمه زدن به چشم و ايجاد آب مرواريد و سردرد بشود و براى جلوگيرى از يك چنين اتفاقى حكيم محمد پيشنهاد مىكند كه قبل از استفاده از واجبى قدرى روغن مغز - حرام به منخرين ماليده شود . در مورد دلاكهاى ترك تاورنيه سياح فرانسوى مىگويد : « در انتهاى حمام اتاقكى وجود دارد كه ديوارها و كف آن از مرمر سياه و سفيد پوشيده شده است و عدهاى دلاك كه جز دربارهء حرفه خويش علم ديگرى ندارند با وسايل كار خويش كه عبارت است از تيغ ، سنگ تيغ تيزكنى ، چند عدد كاسه و آن تيغههاى آهنى كه ناخنها را با آن كوتاه مىكنند نشستهاند . آنها براى كار خود از هيچ پيشبندى استفاده نمىكنند و كسانى كه مىخواهند سلمانى بشوند از صحن حمام لخت و فقط با يك لنگ كه از كمر تا زانوى ايشان را مىپوشاند به نزد اين افراد مىآيند و خيلى به ندرت اتفاق مىافتد كه يكى از اين دلاكان كه نيشتر او شباهت تام به تيغى كه ما براى خون گرفتن از اسب به كار مىبريم دارد واقعا بداند كه چطور بايد رگ زد » . اما در مورد دلاكهاى ايرانى مىنويسد : « دلاكان ايرانى فوق العاده تميز هستند و به هنگام اصلاح سر و صورت به مراتب نرم دستتر از سلمانىهاى ما مىباشند به نحوى كه انسان واقعا تيغ ايشان را احساس نمىكند آنها همچنين چاقوئى براى گرفتن ناخنهاى دست و پا دارند كه از آن با مهارت زياد استفاده مىكنند » . از نظر قانونى دلاك مىبايست واجد شرايط خاصى باشد . آنها كه در حمامها كار مىكردند تحت مقررات ويژهاى قرار داشتند كه كلانترها بر اجراى آن مراقبت مىكردند . تيغ او مىبايست از فولاد آبديده باشد تا موجب ناراحتى كسى كه سر او تراشيده مىشد نگردد او حق نداشت بدون اجازه ولى سر پسرى و يا بدون اجازه ارباب سر غلامى را بتراشد و يا اصلاح كند او همچنين محق به اصلاح صورت مابونين و چانه مخنثها نبود . دلاك مىبايست نرمدست ، تردست و به كار خود وارد باشد . او موظف بود كه تيغ خود را پيوسته تيز نگاه دارد ، او در روز كار حق نداشت پياز ، سير ، تره فرنگى و يا هر چيز ديگرى كه دهان او را بدبو مىساخت و مىتوانست موجب انزجار مشترىها بشود بخورد . اگر دلاكى مايل بود مىتوانست در كار خود پيشرفت زيادى داشته باشد و علاوه بر تراشيدن مو ، جراحىهاى كوچكى از قبيل داغ كردن زخم ، حجامت و بادكش ، فصد و ختنه را نيز انجام بدهد . داغ كردن مستلزم برخوردارى از برخى آگاهىهاى تشريحى و بيمارى شناسى بود اعراب داغ زدن به شتر را مجانا انجام مىدادند و احتمالا ايرانىها نيز چنين مىكردند اما اگر اين عمل براى مداوا صورت مىگرفت ( مثلا سياهزخم را كه معمولا از راه داغ كردن محل زخم درمان مىكردند - مترجم ) در ازاى آن دستمزد مطالبه مىشد . روايت