سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )
170
طب در دوره صفويه ( فارسى )
مىنويسد جراح شكستهبند را بايد از راه اطلاعاتى كه از جا انداختن اندامهاى دررفته ، جفت كردن استخوانهاى شكسته و به هم وصل كردن اعضاى منفصله و نحوهء بستن اين اعضا دارد بازشناخت . در برخى از كتب جراحى لاتين كه از عربى ترجمه شدهاند مجموعهء جالبى از انواع وسايل شكستهبندى از قبيل انواع قرقرهها ، چرخها ، و باندهاى پارچهاى ترسيم گرديده است كه در اعمال شكستهبندى و جا انداختن اندامهاى دررفته مورد استفاده قرار مىگرفتند . اگر محلى دچار شكستگى مىشد ، آن را در وضع طبيعى قرار مىدادند و بوسيله باند و تختهء شكستهبندى مىبستند . تختهء شكستهبندى را از چوب درست مىكردند و برطبق نظر جرجانى بهترين چوب براى اين كار چوب درخت انار و يا بيد بود . به نظر بسيارى از كسانى كه در تاريخ پزشكى تحقيقاتى دارند ايرانيان مبتكر و مخترع گچ شكستهبندى هستند اما من شخصا چه در كتب مربوط به دورهء صفويه و چه در كتب قديمىتر به مطلبى كه حقيقتا دال بر اين مدعا باشد دست نيافتهام . در نوشتههاى رازى مطلبى كه خيلى نزديك به اين موضوع است ديده مىشود . او مىگويد « بهتر است عضو شكسته را با پارچهاى كه در محلول آهك و سفيده تخممرغ فرو برده شده باشد ببنديم . . . يك چنين پارچهاى مثل سنگ سفت مىگردد و نيازى به باز كردن آن تا بهبودى استخوان شكسته وجود ندارد » . سيصد سال بعد درست كردن باند شكستهبندى به اين صورت به كلى منسوخ شده بود زيرا در تمام باب مربوط به شكستهبندى ذخيرهء خوارزمشاهى فقط يكجا مطلبى وجود دارد كه شامل استفاده از سفيده تخممرغ مىباشد . حكيم محمد نيز روش مشابهى را پيشنهاد مىنمايد كه با آنچه جرجانى گفته است اندكى فرق دارد . او مىگويد كه بايد زفتى از سفيده تخممرغ و دياخيلون درست كرد و روى عضو شكسته انداخت . در مورد تخصصهاى دندانپزشكى اطلاعات زيادى در دست نداريم . من تصور مىكنم كه درمان دندان و لثه به ترتيب به عهده پزشكان عمومى و دلاكها ( سلمانىها ) بوده است . حكيم محمد از يك مورد شكستگى فك ياد مىكند كه به دندانها نيز آسيب رسيده بود اما يك چنين موردى بدون ترديد در حيطهء اختيارات يك جراح يا شكستهبند قرار مىگرفت . از سوى ديگر غياث الدين به عنوان يك طبيب عمومى نويسنده از تعداد زيادى بيمارىهاى دندان و لثه نام مىبرد و مىگويد دندان بارگى را بايد از راه تراشيدن قسمتهاى خرابشده با يك وسيله آهنى تيز و پر كردن آن با ماده مخصوص درمان كرد او همچنين براى رفع دنداندرد داروهاى مختلفى را نام مىبرد و مىنويسد براى تسكين اين درد بايد مرهمى درست شده از ترهفرنگى و بذر البنج را روى لثه دندان دردناك و يا داخل حفره آن قرار داد و سپس با استفاده از نظريهء جالينوس استفاده از جگر بزمجه را نيز مفيد مىشمارد و اضافه مىنمايد كه اگر هيچيك از اين اقدامات موثر واقع نشد آن وقت چارهاى جز كشيدن دندان باقى نمىماند اما متاسفانه نمىگويد كه اين كار توسط چه كسى بايد انجام بگيرد .