سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )
162
طب در دوره صفويه ( فارسى )
ابن سينا و متعاقب او منصور معتقد بودند كه وريدهاى ريوى به اين دليل دو رشته هستند كه بايد دو كار متفاوت را انجام بدهند . كار اول آنها اين است كه بايد خون را جهت تغذيه به ريهها ببرند و كار دومشان رساندن خون به اين عضو براى هواگيرى است . يكى ديگر از اشكالاتى كه كالبدشناسان از نظر عروق و گردش خون با آن مواجه بودند اين بود كه مىديدند مشابه رگى كه در سمت راست خون را از قلب به جگر مىرساند در سمت چپ نيز ديده مىشود . اين رگ براى چه بود و چه مىكرد ؟ ابن سينا معتقد بود كه راهى بطن چپ قلب را به بطن راست وصل مىكند . جالينوس كه به طور حتم تعداد زيادى قلب انسانى را مورد مطالعه قرار داده بود مىدانست كه يك چنين راهى وجود خارجى ندارد و در نتيجه معتقد بود كه اين راه يك راه غير قابل رويت است . عقايدى از اين قبيل در جهان طبابت رواج داشت تا اين كه سرانجام يك طبيب دانشمند خط بطلان بر روى آنها كشيد و سيصد سال قبل از ويليام هاروى گردش خون كوچك را كشف و چگونگى آن را در كتاب خود بازگو كرد . اما اين نظر هرگز چنان كه بايد و شايد مورد توجه قرار نگرفت و پزشكان ايرانى دورهء صفويه كماكان پيرو نظريات سنتى قديمى بودند . علا الدين على القرشى معروف به ابن النفيس در نزديكى دمشق پا به عرصه وجود گذاشت و به هنگام تحصيل علم طب كتب تشريح ابن سينا و جالينوس را مورد مطالعه دقيق و بررسى مخصوص قرار داد و نتايج حاصله را در كتاب مشهور خود به نام موجز القانون نوشت . آنچه در اين كتاب نوشته شده است از نظر دانشجويان آن دوره به قدرى عملى بود كه به زودى رواج فراوان پيدا كرد . كتاب مزبور به زبان فارسى ترجمه و در سال 1243 در كلكته و در حدود سالهاى 1315 تا 1320 هجرى قمرى در تهران چاپ شد . ابن النفيس در سال 687 در قاهره وفات يافت . او درباره جريان خون كوچك در كتاب خود چنين مىنويسد : پس از آن كه خون در بطن راست تصفيه شد ، بايد به بطن چپ كه در آن مايه حيات تشكيل مىشود برود ، اما بين اين دو رابطهاى وجود ندارد ، از آنجا كه جنس قلب در اين محل سخت است بر خلاف آنچه كه برخىها نوشتهاند راهى مرئى بين آن دو قسمت وجود ندارد و يا چنانچه جالينوس مىگويد راهى غير مرئى هم براى جريان خون وجود ندارد ، اما اين خون پس از آن كه تصفيه شد بايد از طريق شريان ريوى به ريهها برود و در آنجا پخش بشود و با هوا مخلوط شود تا آخرين قطرات آن هم تصفيه گردد . سپس اين خون مخلوط شده با هوا از طريق وريد ريوى به بطن چپ دل بازمىگردد تا با مايه حيات مخلوط گردد ، بقيه خون هم كه كمتر تصفيه شده است به مصرف تغذيه ريه مىرسد ، و به همين دليل هم مىباشد كه بين اين دو رگ ( منظور سرخرگ و سياهرگ ريوى است ) مجارى قابل رويتى وجود دارد . با ابراز يك چنين نظريهاى ابن النفيس كاشف حقيقت بزرگى در عالم پزشكى مىگردد و با عنوان ساختن آن با نظريات غلط جالينوس و ابن سينا در اين زمينه به مقابله مىپردازد با وجود اين بسيارى از اطبا و نويسندگان بعدى از جمله منصور ترجيح دادند كه از نظريه