سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )

مقدمهء مترجم 12

طب در دوره صفويه ( فارسى )

3 - بهاء الدوله من كتاب بهاء الدوله را موثق‌ترين و معتبرترين مرجع استناد تاريخ پزشكى دورهء صفويه مىدانم و كتاب او را ، كه تنها كتابى است كه از وى در دست داريم ، يكى از بهترين و جالبترين كتب درسى پزشكى مىدانم كه تا به امروز نوشته شده است . اين كتاب خلاصة التجارب ( و يا خلاصة الحكمت ) نام دارد . اسم كامل نويسنده محمد حسين نوربخشى پسر مير قوام الدين است . تا چند سال قبل رسم بر اين بود كه به افراد سرشناس لقب مىدادند ، رسمى كه موجب انباشته شدن خزانه شاه مىگشت . پس از آن كه كسى لقب مىگرفت ، ديگر او را به نامى كه داشت نمىخواندند و براى اين كار لقب او را مىگفتند ، براى مثال همين شخص را به جاى آنكه محمد حسين به‌نامند ، بهاء الدوله كه لقب او بود مىناميدند . بهاء الدوله در طرشت كه آن‌وقت‌ها از دهات شهر رى ، موطن دانشمند معروف رازى ، بود و اينك جزئى از تهران است متولد شد . برادر او نيز پزشك بود « 5 » و خودش فرزندان چندى داشت ، ممكن است يكى از پسران او همان كسى باشد كه در سال 925 در تهران موجب كشته شدن شاعرى به نام اميد در نزاعى كه « به تحريك قوام الدين نوربخشى » درگرفت گرديد . تمام اطلاعات ما از بهاء الدوله محدود به مطالبى مىشود كه مىتوانيم از كتاب خودش استنساخ كنيم . از روى مطالب اين كتاب معلوم مىشود كه او شهر رى را ترك گفته و به دربار سلطان حسين پسر بايقرا در هرات رفته است . سلطان حسين هم بين سالهاى 877 تا 908 ميلادى سلطنت مىكرد . دربار اين پادشاه يكى از مراكز بزرگ تجمع علما و دانشمندان آن عصر محسوب مىگشت كما اينكه فلورانس در زمان مديچى « 3 » و گرگان و غزنين در زمان ابن سينا نيز چنين بودند ، و اينك هرات ، اين شهر كوچك كوهستانى شمال شرق ايران دانشمندان ، اطباء شعرا و بسيارى از بزرگان علم و ادب را در خود جا داده بود . سلطان حسين از اعقاب تيمور لنگ و از پادشاهان سلسلهء تيموريان بود ، سلسله‌اى كه اگرچه اينك راه زوال در پيش داشت كماكان رقيبى براى دربار شاه صفى محسوب مىگشت ، اما برغم يك چنين رقابتى ، پادشاهان صفويه بيش از آنكه با تيموريان خصومت بورزند با عثمانىها دشمنى داشتند . چه به‌هرحال تيموريان نيز شيعه بودند . سرانجام روزى فرارسيد كه شاه اسمعيل به هرات حمله كرد و آن خطه را جزئى از قلمرو ايران نمود . ما مىدانيم كه بهاء الدوله پزشك سلطان حسين بود اما اين را نيز مىدانيم كه او اعظم پزشكان دربار اين پادشاه نبود چه شخص ديگرى وجود دارد كه بهاء الدوله در كتاب خود از وى به نام « استاد » نام مىبرد و يادآورى مىكند كه در تامين سلامت سلطان از وى نظرخواهى مىكرده است . دربابرنامه كه بزرگترين منبع اطلاعاتى ما از دربار سلطان حسين پسر بايقرا مىباشد

--> ( 5 ) - اين شخص شمس الدين نام داشت ( مترجم ) ( 3 ) - Medici