سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )

131

طب در دوره صفويه ( فارسى )

كه يكى از بذله‌گويان هم‌دوره وى درباره او نوشته است : « طبابتش از دانشش بيشتر است كما اين كه شعرش نيز بر طبابتش رجحان دارد » . هيچ بعيد نيست كه يك چنين نظريه‌اى كاملا جنبهء خصوصى داشته باشد زيرا مىدانيم شفائى يك شاعر هجائىسرا بوده است و گوينده احتمالا خواسته است به تلافى هجوى كه از وى شده است چيزى گفته باشد . مىگويند شفائى در بستر مرگ از افتراها و تهمت‌هائى كه در قالب هجو به ديگران زده بود توبه كرد . او در سال 1036 در حالى كه بيش از صد سال داشت وفات يافت . از جمله كتب شفائى كتاب داروهاى مركب ، چند هجونامه و يك قصيده به نام نمكدان حقيقت است . تا آن جا كه من اطلاع دارم هيچ‌يك از تاليفات او تاكنون چاپ نشده است . مير محمد باقر داماد ، كه هم‌اكنون از وى نام بردم توسط اغلب تذكره‌نويسان هم‌دورهء خود « استاد مسلم اغلب علوم مخصوصا فلسفه ، صرف و نحو ، رياضيات و طب » توصيف گشته است . تخلص او در شعر اشراق است ، و اما شهرت وى بيش از آن كه مربوط به طب يا شاعرى باشد به علت تبحرى وى در فقه و فلسفه مىباشد . مير محمد باقر در سال 1039 وفات يافت و چنين تصور مىرود كه گرايشى نيز به سوى زيست‌شناسى داشته است زيرا مىگويند كندوئى از شيشه درست كرده بود تا زندگى زنبوران عسل را مورد بررسى قرار دهد . هم‌زمان با مير داماد ، شيخ بهاء الدين آملى كه در سال 1031 وفات يافت زندگى مىكرد . او در طول حيات خويش شهرتى فراوان در فقه و قضاوت پيدا كرد و به اين دليل « صدر » اصفهان شد . در جوانى نزد علا الدين محمد كه از پزشكان معروف و از مدرسين تراز اول دورهء شاه عباس بود به تحصيل پزشكى پرداخت و در طول حيات خويش كتب متعدد نوشت اما هيچ‌يك از كتب پزشكى او به دست ما نرسيده است و تنها كتاب بىاهميتى به نام كشكول از وى باقى مانده است كه حاوى داستان‌ها و حكايات متعدد مىباشد و در برخى از اين حكايات موضوعات طبى مطرح شده است ، مخصوصا در يكى از آن‌ها مشكلات عديده‌اى را كه بر سر راه مترجمان دوره خلفاى عباسى در برگرداندن كتب پزشكى يونانى به عربى وجود داشته است مورد بحث قرار داده است . يكى ديگر از پزشكان شاعر كه اندكى پس از سال‌هاى مزبور مىزيست سيد عبد الباقر نام دارد و اسم او در واقعه‌نامهء آتشكده نيز آمده است . عبد الباقر فرزند ميرزا محمد رحيم پزشك شاه سلطان حسين بود . او بعدا سمت حكيم‌باشى پيدا كرد و پزشك نادر شاه شد . از محمد باقر مقدار زيادى شعر كه در آن‌ها به « طبيب » تخلص جسته براى ما باقى مانده است . پسر عموى سيد عبد الباقر كه سيد محمد صادق نام داشت نيز از اطباى شاعر بود . از اين شخص قصايد متعدد به دست ما رسيده كه اكثرا دربارهء داستان‌هاى عشقى قديمى هستند . در واقعه‌نامهء آتشكده از يك پزشك ديگر به اسم ميرزا ناصر فرزند ميرزا عبد الله طبيب نيز نام برده شده است . از اين شخص هم چند قصيده و غزل كوچك باقى مانده است . سال وفات ميرزا ناصر 1192 ذكر گرديده است .