سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )

127

طب در دوره صفويه ( فارسى )

آمده‌اند صد نفر است ، من حدود 60 نفر از ايشان ، از جمله هفت يا هشت افسر جزء را ديده‌ام كه همگى افرادى خوش‌هيكل و تميز مىباشند . اين افراد داراى انظباط فوق العاده شديدى هستند و علاوه بر ايشان مينهير « 72 » بيش از صد برده زر خريد دارد كه به طور كامل به شيوهء محلى به نيزه و سپر مسلح هستند و اين افراد احتمالا به علت روش خاصى كه در اداره و نگهدارى ايشان به كار برده مىشود در صورت وقوع حادثه‌اى وفادار باقى مىمانند . مينهير مراقبت مىكند تا مقدار كافى خرما ، نان و ماهى در اختيار ايشان قرار بگيرد و به آن‌ها لباس كافى مىدهد و براى ارضاى تمايلات جنسى ايشان اجازه داده است كه تعدادى كنيز به صورت اشتراكى در بين ايشان زندگى كنند ، و از نظر مذهبى هيچ نوع محدوديتى براى ايشان فراهم نمىآورد و حتى ايشان را تبليغ هم نمىكند ، اما اگر يكى از آن‌ها مرتكب خطائى بشود به شدت مجازات مىشود و اگر احيانا اين افراد با اعراب و مردم محل زد و خورد كرده و آن‌ها را مضروب كنند ، دستور مىدهد مضروبين را بياورند و از ايشان دلجوئى مىكند . رفتار اين شخص به طرز عجيبى با ظرفيت افرادش تطبيق پيدا كرده است ولى من شخصا هرگز در عمر خود كسى را نديده‌ام كه وظايف خود را به اين صورت و با موفقيتى بيش از او انجام بدهد » . وقتى دكتر جون پاركر خواست در ماه رمضان 1171 ايران را ترك كند ، به خاطر قدردانى از خدماتى كه به اعيان و اشراف بندر گمبرون كرده بود 200 ريال به وى انعام داده شد و به جاى او جراحى كه جزو ناوگان دريائى نبود و مينوارينگ « 73 » نام داشت آمد . مينوارينگ آخرين پزشكى است كه به گمبرون آمد . منطقهء مزبور چندان سالم نبود و رفت و آمد زيادى از آن صورت نمىگرفت و وقتى فرانسوىها در سال 1173 آن نواحى را به تصرف خويش درآوردند ، نمايندگى شركت هند شرقى در گمبرون برچيده شد و در سال 1177 در بوشهر دوباره دائر گرديد . با برچيده شدن مقر هيات نمايندگى شركت هند شرقى در بندرعباس نفوذ پزشكى انگلستان نيز در جنوب ايران به نقطه انتهاى خود رسيد ، اما چندى بعد به گونه‌اى ديگر در مناطق شمالىتر به خودنمائى پرداخت .

--> ( 72 ) - Mynheer ( 73 ) - Richard Minwaring