سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )

مقدمهء مترجم 9

طب در دوره صفويه ( فارسى )

به سوى طب غربى پيدا شد نيز اهميت خود را حفظ كرد . من در فصولى كه راجع به آموزش پزشكى ، جراحى و طب زنان صحبت كرده‌ام از مطالب اين كتاب استفاده فراوان به عمل آورده‌ام . 2 - غياث بن محمد اصفهانى « 1 » بدون شك نام بردن از غياث بن محمد اصفهانى پس از سيد اسمعيل جرجانى اندكى تعجب‌آور است زيرا نه تنها از نظر اهميت و معلومات در رديف او نيست ، بلكه يك پزشك خيلى معمولى دورهء صفويه است ولى به همين دليل از نظر بررسى طب در دورهء صفويه واجد اهميت مىباشد . در يك چنين شخصى است كه ما مىتوانيم نمونهء كاملى از يك پزشك معمولى دورهء صفويه را پيدا كنيم . او هم‌چنين آميزه‌اى جالب از طب ايرانى و تركى است و برداشت خاصى كه از طب ابن سينائى دارد ، به نظر من نمونهء كاملى از طرز فكر اطباى اوايل دورهء صفويه محسوب مىگردد . تنها كتابى كه از اين شخص باقى مانده است مرآت الصحت نام دارد كه چه از نظر مطالب طبى و چه از نظر تاريخ پزشكى يك كتاب درجه دوم محسوب مىگردد و فرق چندانى با رسالات ديگرى كه در آن زمان به رشته تحرير درآمده‌اند ندارد . اما در مقابل از اين مزيت برخوردار است كه توسط پسر يك پزشك و شاگرد عده‌اى از استادان بزرگ آن عصر نوشته شده است ، به علاوه تنها كتابى است كه توسط يك ايرانى تحصيل كرده در تركيه نوشته شده است با وجود آنكه غياث الدين به علت علاقه‌اى كه نسبت به ميهن خود احساس مىكرد حتى يك لغت تركى هم در كتاب خود به كار نبرده ، مع‌ذلك براى قدردانى از زحمات استادان ترك خود آن را به نام پادشاه عثمانى كرده است . به طور خلاصه بايد گفت كه كتاب مزبور به گونه‌اى استثنائى نشان‌دهندهء روابطى است كه در ابتداى دورهء صفويه بين طب ايران و عثمانى وجود داشته است . ناگفته نبايد گذاشت كه غياث الدين بخشى از دروس پزشكى خود را در ايران و قسمتى از آن را در عثمانى فراگرفت . در ايران معلم و استاد او صدر الدين على اصفهانى و در تركيه شرف الدين بن صعابونى بود . در مورد صدر الدين على اصفهانى غياث الدين مىنويسد كه او يكى از پزشكان طراز اول اصفهان بود و يك بار شاهد يك جراحى سرطان پيشرفته توسط او بوده است . غياث الدين از اصفهان به اماسيه در تركيه مىرود و در آنجا نزد شرف الدين على الحاج - الياس معروف به ابن صعابونى كه در سال 807 متولد شده و بيش از 40 سال جراح ارشد بيمارستان اماسيه بود و در سال 873 وفات يافت به تحصيل مىپردازد . صعابونى در عين حال كه جراح عاليقدرى بود از زبان‌شناسان و ادباى عصر خود نيز به شمار مىرفت و به زبان عربى و فارسى تسلط كامل داشت به نحوى كه كتاب التشريف را از

--> ( 1 ) - غياث الدين محمد مطبب اصفهانى ( مترجم )