سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )

109

طب در دوره صفويه ( فارسى )

نام داشت آدم چند چهره عجيبى بود . او مردى بسيار باهوش ، بدون پابندى به اصول اخلاقى و يك شارلاتان به تمام معنى بود و با وجود اين كشيشان ايتاليائى از وى بسيار خوششان مىآمد و كاركنان شركت پس از آن كه مدتى از استخدام وى گذشت به رغم وقوف به نادرستىهاى وى نتوانستند برگه‌اى بر عليه او به دست بياورند . جورج استراخن در يك خانواده اشرافى در اسكاتلند متولد شد ، اما احتمالا به دليل اين كه كاتوليك بود به فرانسه اعزام گرديد و در آنجا بزرگ شد . او از هوش فوق العاده زيادى برخوردار بود و در مدتى اندك مطالب جامع و فراوانى از فلسفه و قانون فراگرفت ، او هم‌چنين با لذات طالب سير و سياحت بود و به همين علت پس از آن كه دوره دبيرستان را به اتمام رساند به رم رفت و در آنجا براى آن كه كشيش بشود وارد اسكاتس كالج « 13 » شد ، اما ظاهرا هرگز موفق به كسب هيچ‌يك از عنوان‌هاى روحانيت نگرديد ، در اينجا نيز ميل شديد به سياحت و جهانگردى مانع از آن گرديد كه مدتى زياد در رم و در بين جامعهء روحانيون بماند و خبر بعدى كه از وى در دست است اين است كه در كنستانتينوپل با سفير فرانسه بارون دوسانسى « 14 » كه از نظر غرابت اخلاق شباهت‌هائى با او داشت زندگى مىكرد . بارون دوسانسى هم قبل از آن كه به جرگه سياستمداران بپيوندد ، جامه روحانيت به تن داشت و سپس بين سال‌هاى 1020 تا 1028 ه . ق . سفير فرانسه در تركيه گرديد و در اين سال به علت رسوائىهائى كه به بار آورد به فرانسه فراخوانده شد ، دوباره به روحانيت روآورد و سرانجام با مقام اسقفى وفات يافت . در سال 1024 استراخن در حلب بود و عربى ياد مىگرفت و در آنجا شنيد كه امير فياض از طايفهء ابو ريشه در جستجوى يك پزشك مخصوص است و از اين تاريخ زندگى پزشكى او شروع مىشود . استراخن با هدف تكميل زبان عربى داوطلب قبول اين سمت شد درحالىكه در آن موقع كوچكترين اطلاعى از طبابت نداشت . او قبل از حركت چند دستور ساده پزشكى و بهداشتى از يك پزشك فنلاندى كه در حلب زندگى مىكرد گرفت ، يكى دو تا هم كتاب پزشكى خريدارى كرد و به سوى محل سكونت قبيله ابوريشه حركت كرد و عجيب آن كه در كار خود آن‌چنان موفقيت عظيمى به دست آورد كه سه سال بعد كه خواست مراجعت نمايد مجبور شد از دست امير فياض كه خواهر خود را هم به وى داده بود فرار كند . استراخن از راه بغداد به ايران آمد و در سال 1028 ، يعنى درست همان سالى كه هيات نمايندگى شركت هند شرقى در جستجوى يك پزشك مخصوص بود به اصفهان رسيد ، و از آنجا كه زبان عربى و فارسى را به خوبى مىدانست ، و با ادعاى اين كه پزشكى حاذق و پرتجربه است با حقوق ساليانه دوازده تومان به عنوان مترجم و جراح هيات استخدام گرديد . خدمت استراخن در هيات نمايندگى شركت با موفقيت قرين نگرديد زيرا به اختلاس و حتى قتل باركر كه در پائيز 1028 وفات يافت متهم شد و به اين دليل جانشين باركر كه

--> ( 13 ) - Scots College ( 14 ) - Baron de Sancy 3 - William Rhyns