سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )

مقدمهء مترجم 7

طب در دوره صفويه ( فارسى )

ابو القاسم زهراوى . شرف الدين استاد غياث بن محمد اصفهانى است كه من از نوشته‌ها و نظريات پزشكى و جراحى او نيز براى تاليف كتاب خود بهره‌گيرىهاى فراوان كرده‌ام . به اين ترتيب ملاحظه مىگردد كه بين طب دورهء صفويه و طب هم دورهء آن در عثمانى رابطه‌اى نزديك وجود داشته است . علاوه بر آنچه كه گفته شد دلايل ديگرى نيز براى اثبات اين ادعا در دست است . يكى از اين دلايل همان مينياتورهاى كتاب اولين كتاب خطى جراحى ترك است . با وجود آنكه چند نفرى از مورخين ترك ادعا كرده‌اند كه اين مينياتورها كار مينياتوريست‌هاى ترك است ، شواهد امر مبين آن است كه بسيارى از آن‌ها داراى منشاء ايرانى مىباشند و نشان‌دهنده روش‌هاى سنتى جراحى در ايران هستند . با توجه به اين امر بايد گفت كه اين نقاشىها به مراتب قديمىتر از خود كتاب مىباشند و به نظر مىبايد هم دوره اولين كتاب تشريح مصور يعنى « تشريح منصورى » باشند . مشكل‌ترين قسمت كتاب حاضر از نظر تحرير بخش سوم آن بود زيرا هيچ كتابى راجع به مامائى و طب زنان از دورهء صفويه وجود ندارد . در تدوين مطالب اين بخش من مجبور شدم از كتابهاى قديمىترى كه راجع به اين دو موضوع هستند بهره‌گيرى كنم و اين امر با توجه به اينكه ماماها و پزشكان زنان افراد بسيار محافظه‌كارى بودند و روش كار خود را به ندرت تغيير مىدادند چندان غير علمى نمىباشد . در مورد مطالب مربوط به طب زنان وسيعا از كتاب روضة الرياحين شيخ نفسوى كه كتاب بسيار مستندى است استفاده شده است . شيخ اگرچه طبيب زنان نبود ، اما بيش از هر طبيب ديگرى در دورهء صفويه راجع به زنان اطلاعات و معلومات داشت . علاوه بر آنچه كه گفته شد براى تاليف كتاب حاضر ، من علاوه بر استناد به كتب متعددى كه طى سال‌هاى اقامت خود در ايران گردآورى كرده و در كتابخانهء شخصى خود نگاهدارى مىنمايم ، از كتابخانه‌هاى دانشكدهء پزشكى تهران ، آستان قدس رضوى ، دانشكده طب يونانى و بخش تاريخ طب دانشگاه حيدرآباد و كتابخانهء همدرد در دهلى و كتابخانه موزهء بريتانيا در لندن و كتابخانه ناسيونال در پاريس نيز استفاده كرده‌ام . از آن گذشته بسيارى از دوستان و آشنايان كه كتبى در اين زمينه در اختيار داشتند نيز به يارى من آمدند و اينك وظيفه خود مىدانم كه از يكايك ايشان صميمانه تشكر كنم . دكتر سيريل الگود