عبد الحسين بن محمد حسن طبيب تبريزى

361

مطرح الأنظار في تراجم أطباء الأعصار وفلاسفة الأمصار ( فارسى )

مزيتى بر رصد خواجه دارند همان تكميل اسباب و دقت آلات آنها است و الا مىتوان گفت كه رصد خواجهء طوسى اوّلين رصد عالم است * اما ارصادى كه پيش از عهد خواجه و بعد از آن در عالم بوده اشهر آنها رصد ( ابرخس حكيم ) است كه ترجمه‌اش در باب الف مسطور افتاد اين رصد تقريبا دويست سال قبل از ميلاد بسته شده و بعد از وى رصد بطلميوس است كه در قرن دويم بعد از ميلاد مرتب گرديده و در اسلام اوّلين رصد رصد مأمونى است كه بامر آن خليفهء معارف‌پرور در سنه دويست و چهارده ( 214 ) در بغداد بتأسيس آن اقدام شده سپس رصد بنانى در شام و رصد حاكمى در مصر و نيز رصد بنى اعلم در بغداد باتمام رسيدند و در ممالك عجم ابو حنيفهء دينورى كه از رياضيين مشهور عالم است در سنه دويست و سى و پنج ( 235 ) بامر ركن الدولهء ديلمى در شهر اصفهان رصد خانهء بنا نمود و همين ابو حنيفه صاحب تصانيف كثيره است و در علم نباتات نيز دو كتاب بزرك دارد * بالجمله زيج ايلخانى را خواجهء طوسى از روى همين رصد خود تأليف فرموده و مجملى از تاريخ چنكيز و اولاد او را در آن كتاب درج كرده از جملهء عبارات او است كه فرمايد ( هلاكو خان همدان را قهر كرد و بغداد بگرفت خليفه را برداشت تا حدود مصر بگرفت و كسانى كه ياغى بودند نيست كرد و هنرمندان را در همهء انواع بنواخت تا هنرهاى خويش نمودند و رسمهاى نيكو نهادند و من بنده نصير را كه از طوسم بولايت همدان افتاده بودم از آنجا بيرون آورد و امر برصد ستاركان فرمود و حكما را كه فن رصد مىدانستند چون مؤيد الدين عرضى كه بدمشق بود و فخر الدين مراغى كه بموصل بود و فخر خلاطى كه بتفليس بود و نجم الدين دبيران بقزوين بود از آن ولايتها طلبيدند و زمين مراغه رصد را اختيار كردند و بفرمود تا كتاب‌ها از بغداد و شام و موصل و خراسان بياوردند تقدير چنان كرد كه ( منكوى ) از ميان برخواست و بعد از آن رصد ستاركان تمام شد ( انتهى ملخصا ) و همين زيج خواجه را حسين بن محمد نشابورى قمى شرحى نكاشته و آن را ( كشف الحقايق ) نام نهاده * 1 حكيم خيرى طبيب طهرانى اسم شريفش ميرزا يار على و از اطباى