عبد الحسين بن محمد حسن طبيب تبريزى

357

مطرح الأنظار في تراجم أطباء الأعصار وفلاسفة الأمصار ( فارسى )

از روى زيج ايلخانى خواجه نصير الدين طوسى ترجمه و منتشر نمودند * خواجه در اواخر عمر از مراغه ببغداد رفت و در همان‌جا وفات كرد و جمهور اكابر وقت از قبيل وزير صاحب ديوان و غيره با ازدحام عام جنازهء آن حكيم والامقام را بمشهد كاظمين عليهما السلام حمل دادند و در پائين پاى آن دو بزرگوار حفر قبر مىكردند ناكاه سردابى ساخته و پرداخته ظاهر گشت و معلوم شد كه آن سرداب را براى ناصر خليفهء عباسى حاضر نموده بوده‌اند و او در ( رصافه ) به خاك رفته پس جسد خواجه را در آن سرداب نهادند و من العجب كه تاريخ بناى آن سرداب مطابق بود با سال ولادت خواجه * تاريخ وفاتش بنا بنوشتهء منتظم ناصرى و مطلع الشمس و كشف الظنون و قاموس الاعلام در سال ششصد و هفتاد و دو ( 672 ) هجرى اتفاق افتاد چنانچه شاعر گويد نصير ملت و دين پادشاه كشور فضل * * يكانهء كه چو مادر زمانه نزاد بسال ششصد و هفتاد و دو بذىحجه * * بروز هيجدهم درگذشت در بغداد غريغوريوس طبيب كه خود معاصر با خواجه نصير الدين بوده در كتاب مختصر الدول وفات آن بزرگوار را سه سال بعد از تاريخ مذكور ضبط كرده حيث قال ( و فى سنة خمس و سبعين و ستمائه نزل اباقا الى بغداد ليشتى بها و صار غلأ عظيم و عزت الاسعار و توفى خواجا نصير الدين الطوسى صاحب الرصد بمدينة مراغه و هو حكيم عظيم الشأن فى جميع فنون الحكمه و اجتمع اليه فى الرصد جماعة من الفضلا المهندسين و كان تحت حكمه جميع الاوقاف فى جميع البلاد التى تحت حكم المغول ) و تولد آن حكيم را فاضل معاصر صنيع الدوله ( اعتماد السلطنه وزير انطباعات ) در كتاب منتظم ناصرى در سال پانصد و نود و پنج و در كتاب مطلع الشمس كه هم از تأليفات خود او است در سال پانصد و نود و هفت بتحرير آورده و نكارش مؤلف ( قاموس الاعلام ) با قول ثانى مطابقت دارد * خواجه نصير الدين را سه پسر بود ( 1 ) صدر الدين على ( 2 ) اصيل الدين حسن ( 3 ) فخر الدين احمد * صدر الدين على بعد از وفات خواجه بغالب مناصب و درجات پدر نايل گرديد و بعد از وفات او برادرش اصيل الدين حسن بجاى صدر الدين نشست و با غازان خان به شهر شام رفت و چون اوقاف شامات نيز سپرده بوى بود