عبد الحسين بن محمد حسن طبيب تبريزى
24
مطرح الأنظار في تراجم أطباء الأعصار وفلاسفة الأمصار ( فارسى )
صاحب طبقات گويد كه در بعضى از نسخ مترجمهء كتب يونان نسب آن فيلسوف را چنين نوشتهاند ( ابقراط ) بن ايراقليدس ( هيراكليدس ) بن ( ابقراط ) بن ( غنوسيديقوس ) بن ( نبروس ) بن ( سوسطراطس ) بن ( ثاوزروس ) بن ( قلاوموطادلس ) بن ( قريساميس ) الملك پس اين دانشمند نهم فرزند قراميس است كه از سلاطين يونان بوده و پسر هيجدهم اسقليبيوس اوّل است كه ترجمهاش بتفصيل نوشته آمد و مادرش ( فركسيثا ) از خانوادهء ( ايرقليس ) است پس آن دانشمند ابا و اما از خانوادهء حكمت و سلطنت مىباشد و علم طب را از جدّ خود بقراط و هم از پدر خود ايراقليدس و هم از اسقليبيوس ثانى چنانچه مسطور گشت فراگرفته * آن حكيم بهركسى كه طب را مىآموخت عهد و ناموسى وضع كرده بود كه مىبايست متعلّم اوّل با آداب آن متأدّب بوده بعد تحصيل علم طب نمايد از جملهء عهود او است كه فرمايد قسم است به خالق حيوة و ممات و بخشندهء صحت و آفرينندهء علاج و قسم است بر اسقليبيوس كه واضع ناموس طبى است و قسم است بر اولياى حق از مردان و زنان كه آنچه مىگويم براستى است و در عهد خود استوار و برقرارم عهد مىكنم با خداى موت و حيوة كه معلّم خود را پدر خود دانم و حين ضرورت با وى با مال خود مواسات كنم و بياموزم صناعت طب را بدون اجرت و مزد بهر كسى كه با من همقسم باشد و بر عهود من عمل نمايد و نيز عهد مىكنم كه در هر امرى منظور من منفعت مرضى باشد و دواى مهلك بر كسى ندهم و فرزجهء مسقط جنين در زنان استعمال ننمايم و نفس خود را پاك و محترم بدارم و افشاء اسرار مريض ننمايم و در اوقات علاج مرضى ديده را ناديده انكارم * و از فقرات ناموس طبى او است كه فرمايد ( العلم بالطب كنز جيّد و ذخيرة فاخرة لمن علمه مملوّ سرورا سرا و جهرا و الجهل به لمن انتحله صناعة سوء و ذخيرة ردية عديم السرور دائم الجزع و التهوّر الجزع دليل على الضعف و التهور دليل على قلّة الخبر بالصناعة ) و از عبارات وصاياى او است كه كويد ( ينبغى ان يكون المتعلّم بالطب فى جنسه حرا و فى طبعه جيّدا حديث السن متناسب الاعضأ جيّد الفهم حسن الحديث صحيح الرأى عفيفا