عبد الحسين بن محمد حسن طبيب تبريزى
307
مطرح الأنظار في تراجم أطباء الأعصار وفلاسفة الأمصار ( فارسى )
چندان بر سر او زدند كه جلد اوراق آن از هم پاشيده شد و اين صدمه سبب نزول آب مرواريد بچشمهاى او كرديد و ما اين قضيّه را بتفصيل در ذيل ترجمهء ابو بكر رازى مسطور داشتهايم بالجمله باجماع حكماى حاليّهء فرنك تبديل فلزى بفلّز ديگر محال و قلب ماهيّت ممتنع و حكماى قديم كه عناصر را منحصر به چهار عنصر كرده بودند بالفعل مردود و الى الان قريب هفتاد عنصر پيدا كرده و كويند هيچيك از اين عناصر تجزيهپذير نبوده و نيز بهمديگر تبديل نمىكردند و ما اسمأ آنها را به ترتيب در ذيل همين ترجمه بيان خواهيم نمود انشأ اللّه و عناصر چهاركانهء قدما را كه در قديم جسم بسيط مىپنداشتند حكماى حاليّه تجزيه نموده و عدم بساطت آنها را ثابت كردهاند چنانچه ( لوازيه ) كه از حكماى مائه دوازدهم هجرى است ثابت نموده كه هوا مخلوطى است از دو جسم بخارى متمايز و متفاوت و به هيچ وجه جزو بسايط نمىباشد و چندى بعد عدم بساطت آب را نيز بثبوت رسانيدند و معيّن كردند كه آب خالص مركب از دو جسم بخارى است مسمى به ( اكسيژن ) و ( هيدرژن ) و از تركيب اين دو بخار آب به عمل مىآيد پس آب نيز عنصر مفرد نمىباشد و از كشف اين دو مطلب بزرك براى حكماى طبيعى راه تحقيق باز گرديد و عقيدهء عناصر اربعه كه مسلّم متقدّمين بود متروك گشت مىتوان گفت كه ( لوازيه ) واضع علم شيمى حاليّه است و قبل از اين دانشمند نزديك به تمام مسائل مهمهء اين علم شريف راجع بادّلهء فرضى و بيانات قياسى بوده و تا از علوم ظاهرى اثرى باقى است نام نامى اين حكيم در دفاتر دانش ثبت و مخلّد خواهد بود حكيم مزبور در سنه يكهزار و هفتصد و شصت و سه ميلادى ( 1763 ) در شهر پاريس متولد و در سنه يكهزار و هفتصد و نود و چهار ( 1794 ) مسيحى مطابق يكهزار و دويست و نه ( 1209 ) هجرى در سن سى يك بسبب تهمتى حكم باعدام او گرديد * چنانچه گفتيم اجسام بسيطه و عناصر مفرده كه در عصر ما شناخته مىباشند قريب بهفتاد است كه دوبدو و سه به سه و على هذا القياس باهم تركيب شده توليد تمام مكوّنات موجوده در طبيعت را مىنمايند فايده و اهميّت اين اجسام مساوى نيست چنانچه بعضى بقدرى نادر و بدون مورد استعمال است كه در لوحهء اجسام بسيطه فقط باسم آن قناعت