عبد الحسين بن محمد حسن طبيب تبريزى

18

مطرح الأنظار في تراجم أطباء الأعصار وفلاسفة الأمصار ( فارسى )

كه شخص اوّل دولت بود لاف همسرى و دعوى برابرى مىنمود و هم در زمان ما ميرزا محمود خان حكيم الملك علاوه بر طبابت شخص اقدس همايونى بمنصب جليل وزارت دربار مفتخر گرديد * پس اغلب عوام كه كالانعام بل هم ضل‌اند اطبا را به چشم خارى نه‌بينند و از كسبه و اصناف بازارى نشمارند چراكه اكر مستخدم دولت باشند داخل وزراى فخام و اكر طبيب ملّت باشند در زمرهء علماى عظام محسوب خواهند بود نظامى كويد ( فرمود نبى كه علم علمان ) * * ( علم الابدان علم الاديان ) ( در ناف دو علم بوى طيب است ) * * ( آن هر دو فقيه يا طبيب است ) باب الالف 1 ( اسقليبيوس الاوّل ) ( اسقولاب ) Esculape - Asclepius پوشيده نباشد كه بنا و ترتيب اين كتاب در نكارش اسامى حكما و تراجم احوال اطبا بر حروف تهجى و هم رعايت حرف ثانى منظور است و همه جا اين رعايت بدرستى ملحوظ شده مكر در اسقليبيوس كه نظر باينكه مقدم تمام حكما و ابو الاطبا و مؤسس علم طب است نام او را در ترتيب كتاب نيز مقدّم داشتيم * آن حكيم از اهل يونان است و اوّل كسى است كه خود را طبيب ناميد و پيش از او از علم طب حرفى در ميان بنى نوع انسان نبوده و اوّل اطباى ثمانيهء يونانيّين است كه در ديباچهء كتاب اسم آنها مذكور گشت و گروهى در حق او بنبوّت قائل‌اند تصوير آن حكيم را كه در ممالك يونان ترسيم و در كتب قديمه صفات ان تصوير را بشرح نوشته‌اند به صورت مردى است كه محاسن انبوه دارد و عصائى از چوب خطمى شعبه‌دار و معوج بدست گرفته و صورت مارى به آن عصا پيچيده و بعضى از اعضاى او مكشوف و برهنه است و در بعضى از تصاويرش تاجى از درخت غار بر سر دارد جالينوس