عبد الحسين بن محمد حسن طبيب تبريزى

286

مطرح الأنظار في تراجم أطباء الأعصار وفلاسفة الأمصار ( فارسى )

و اين آلت عجيب در تعيين ارتفاعات مختلفهء هوا و پيش‌بينى كائنات جوّ استعمال مىشود و پيش از كيفيّت استعمال اين آلت لازم است اسباب طبيعيّهء آن را من باب المقدّمه برشتهء تحرير آوريم * همه‌كس ديده و مىداند كه چون لولهء مجوّفى را كه يك طرف آن مسدود باشد در منبع آبى فروبريم و آن را پر نموده بتدريج معكوسا از آب بيرون آوريم به‌طورىكه دهانهء آن لوله از سطح آب جدا نشود مىبينيم كه آب در جوف لوله نزول نمىكند و خالى نمىكردد و تا وقتىكه دهانهء آن از آب بيرون نيامده باشد پر است و در داخل آن لوله آب بالاتر از سطح منبع ايستاده و حال آنكه مىبايست بقاعدهء ظروف مرتبطه آب داخل لوله و خارج آن در يك سطح باشند ولى اگر منفذى از بالاى آن لوله باشد فى الفور آب داخل لوله پايين آمده و با سطح منبع مساوى مىايستد * و نيز اگر سر لولهء پيستون دارى را در ظرف آبى فرو برند و پيستون را بالا كشند آب از ظرف صعود نموده و تمام لوله را تا قاعدهء پيستون پر مىكند و آب داخل لوله بلندتر از سطح مايع ظرف مىايستد * حكماى قديم سبب ارتفاع آب را در دو لولهء مزبور امتناع خلأ مىدانستند چه كه در هر دو صورت چون داخل لوله را با هواى خارج ارتباطى نيست اگر آب نزول نمايد خلأ لازم آيد * ولى بايد تعمق در اين مسئله نمود كه آيا در دو آلت مزبوره بلندى لوله هر قدر باشد اين قاعده جارى است و يا طول لوله را حدّ معيّنى هست بلى اگر ارتفاع آب را امتناع خلا سبب بود مىبايست بلندى لوله هر مقدار باشد آب به همان ارتفاع بالا بايستد ولى نه چنين است بلكه اگر ارتفاع لوله از حدّ معينى تجاوز نمايد آب از آن حدّ بالاتر نخواهد رفت پس ثابت شد كه بالا رفتن آب را امتناع خلأ سبب نمىباشد بلكه سبب ديگرى دارد و آن سبب نيست مگر فشار هوا * هوايى كه بر كرهء زمين احاطه كرده و منتهاى ثخن آن را بيشتر از شصت كيلومتر ندانسته‌اند بر تمام اجسامى كه در آن غوطه‌ور هستند فشار وارد مىآورد پس چون داخل لوله را با هوا راهى نيست ولى سطح مايع منبع از هواى خارج فشار مىبيند لازم آيد كه مايع در لوله به قدر اندازهء قوّت فشار هوا بلندتر بايستد و قوّت اين فشار بنا بر تعيين ( توريسلى ) قابل اين است كه در سطح