عبد الحسين بن محمد حسن طبيب تبريزى
268
مطرح الأنظار في تراجم أطباء الأعصار وفلاسفة الأمصار ( فارسى )
بر سر حكيم نهاد و او را در جركهء وزراى خويش منسلك گردانيد و تا زمان انوشيروان عادل نسخهء اين كتاب از هندوستان ببلاد ديگر نقل نشده بود انوشيروان چون وصف اين كتاب را شنيد ( برزويه ) طبيب مخصوص خود را براى تحصيل اين كتاب روانهء هندوستان كرد و برزويه بلطايف حيل نسخهء اصل اين كتاب را بدست آورد و حمل بر پيشكاه شهريار ايران نمود و آن كتاب را از زبان هندى بلسان پهلوى ترجمه كرد و بعضى ارباب تحقيق از متأخرين اهل تاريخ برآنند كه در نسج حكايات و تلفيق عبارات اين كتاب ( بيدپاى ) حكيم مبتكر نبوده بلكه حكايات آن از كتابى كه از آثار عتيفهء عالم شمرده مىشود مأخوذ گرديده اصل آن كتاب قديم بلسان ( سانسكرى ) « 4 » موسوم به ( پنجاتاتتره ) و تاليف برهمنى از براهمهء خيلى قديم بوده و آن برهمن ( ويشنو سارمان ) نام داشته و در ترجمههاى اين اثر خواه در ترجمهء پهلوى اوّلى و خواه در ترجمههاى بعد ( ابن مقفع ) و غير آن تحريفات و تغييرات زياد واقع شده * بههرحال ( ويشنوسارمان ) همين بيدپاى معروف است كه فارسيان اين اسم را بوى دادهاند و يا حكيم ديگرى است كه بيدپا آثار وى را نشر و ترتيب داده درست معين نيست آنچه مسلّم است همين كتاب كليله و دمنه بواسطهء برزويه طبيب بايران آمده و او نيز نسبت اين كتاب را به ( بيدپا ) نام فيلسوف هندى مىدهد بالجمله اين تأليف لطيف چنانچه در ترجمهء برزويه گذشت چندين بار بالسنهء اسلامى ترجمه شده شعرا و ادباى هر عصرى نظما و نثرا در او تصرفات نموده و تلخيصات به كار بردهاند علاوه بر اينها بسبب حكايات حكيمانه كتاب مزبور مؤلفين اروپا نيز به آن رغبت رسانيدهاند چنانچه ( لافونتن - ( LaFontaine « 5 » مؤلف مشهور فرنك هيجده حكايت از اين كتاب را به زبان فرانسه
--> ( 4 ) ( Sanscrit ) سانسكرى در ازمنهء خيلى قديم در هندوستان شمالى معمول و در ميان براهمه لسان مقدسى بوده اليوم بالمره منسى و متروك شده ولى چون كتب مذهبيهء هندوها و براهمه و منظومههاى قديم آنها به اين زبان است لذا در ميان آنها محفوظ است اين لسان از حيث تعبيرات وسيعه و قواعد مكمله از منتظمترين السنهء عالم شمرده مىشود و نيز قديمترين السنهء ( اريانيه ) مىباشد و بواسطهء اشتقاق السنهء ديگر از اين زبان ام الالسنه شناخته شده السنهء ( زند ) و ( پارسى قديم ) ( يونان قديم ) ( لاتين ) ( اسلاو ) و غيره از اين لسان متولد مىباشند چراكه اصول لغات السنهء مذكوره در اين زبان يافت مىشود مظنون اينست كه اين زبان تا قرن چهارم و پنجم ميلادى مستعمل بوده و بعد از آن تاريخ متروك گرديده تا اينكه در اواخر قرن سابق از جانب علماى انكليس بانتشار آن اقدام شد اليوم تمام علماى اروپا كه طالب اطلاع از علوم شرقيه مىباشند بتعلّم اين زبان رغبت نموده و در پايتختهاى آن ممالك در مدارس دولتى و مجامع معارف بتعليم و تعلّم آن اهتمام تمام دارند ( نصر اللّه ابن المؤلف )