عبد الحسين بن محمد حسن طبيب تبريزى
247
مطرح الأنظار في تراجم أطباء الأعصار وفلاسفة الأمصار ( فارسى )
بانقس Banks از مشاهير حكماى طبيعى انكليس است دور عالم را سياحت كرده و در احوال طبيعى برارى و بحار كشفيّات نموده و بحقايق زياد پى برده بعد از مراجعت از سياحت خود برياست جمعيّت علميّهء شهر ( لندن ) منصوب گرديد در سنه هزار و هشتصد و بيست ميلادى ( 1820 ) مطابق ( 1236 ) هجرى وفات كرد و تأليفات مفيده چندى بيادكار گذاشت * در مرض موت كتابخانهء خويش را كه چندين هزار نسخ كرانبها در آنجا مخزون بود بموزه خانهء شهر ( لندن ) وقف نمود حكيم مزبور در بحر محيط كبير اراضى مجهولهء چندى كشف كرده كه تمام آنها باسم بانقس موسوماند * 1 بختيشوع الاول ابن جورجس الطبيب بختيشوع در لغت سريانى بمعنى عبد المسيح است چه كه در آن لغت عبد را بخت و مسيح را يشوع كويند و اين حكيم از اطباى سريانييّن و به بختيشوع كبير مشهور است و پدر وى جورجس چنانچه در ترجمهاش بيايد همان طبيب است كه ابو جعفر منصور عباسى در سنه يكصد و چهل و هشت ( 148 ) هجرى وى را از جندى سابور ببغداد خواست وقتىكه طبيب مزبور بامر منصور ارادهء بغداد داشت پسرش بختيشوع صاحب ترجمه حين وداع به پدر عرض كرد ( لم لم تاخذنى معك ) جورجس در جواب گفت ( لا تعجل فانك ستخدم الملوك و تبلغ من الاحوال اجلها ) و همين جورجس چنانچه در شرح حال او مسطور خواهد شد بعد از چهار سال اقامت بغداد مريض شده باذن منصور به وطن خود مراجعت كرد و در سنهء يكصد و هفتاد ( 170 ) هجرى موسى الهادى چهارم خليفهء عباسى در مرض موت بختيشوع را از جندى سابور بدار الخلافه احضار كرد و پيش از ورود او موسى وفات كرده بود و بختيشوع معاودت به وطن خويش نمود و در سال يكصد و هفتاد و يك هارون الرشيد را صداع شديدى عارض شد اطباى حضرت خلافت از معالجه عاجز ماندند خليفه بيحيى بن خالد گفت اطباى دربار ما بامر معالجت نيك بصيرت ندارند يحيى عرض كرد ( ابو قريش طبيب والد و والدهء شما است و در مزاج خلافت بصيرت تمام دارد ) خليفه در جواب فرمود كه او را بعلم طب خبرتى نيست و حرمت من براى وى بسبب قدمت