عبد الحسين بن محمد حسن طبيب تبريزى
235
مطرح الأنظار في تراجم أطباء الأعصار وفلاسفة الأمصار ( فارسى )
طبيب يهودى بغدادى همراه بوده و با معاونت همديگر بامر معالجات قيام مىنمودند سعد الدوله طبيب چنانچه در ترجمهاش بيايد بعد از قليل مدّتى از طبابت بوزارت رسيد از آن پس خواجه امين الدوله در طبابت سلطان منفرد گرديد و از حسن تدبير او همواره سلطان را صحت كامله حاصل بود * ارغون خان را عقيدهء زياد بر جوكيان بوده و عادات ذميمه برهمنان را مستحسن مىشمرد در سنه ششصد و نود و هشت جوكى بيسر و پايى از ممالك هند بپايهء سرير اعلى آمد و آن مرد جاهل خويش را در فن طب كامل بخرج مىداد و ادّعا مىنمود كه باستعمال معجونى كه خود تركيب كرده بود مىتوان عمر طبيعى را دراز كرد و اجل محتوم را بتاخير انداخت ايلخان سادهلوح بر اين حرف واهى فريفته شد خواجه امين الدّوله و سايرين هرچه خواستند سلطان را از اين عقيده برگردانند ممكن نگشت جوكى هندى به ترتيب آن تركيب مطوّل العمر قيام نمود در تاريخ روضة الصفا گويد كه بعضى از ادويهء آن معجون زيتون و گوگرد بود مورخين ديگر گويند كه طلاى محلول و ابريشم و بزر البنج داشت بالجمله ايلخان مدت هشت ماه به آن معجون مداومت فرمود و بعد از مدت مزبور بامر جوكى موافق رسم برهمنان بچلّه نشست چون از چلّه برآمد مزاجش عليل شد همانا كه معجون مطوّل العمر در مزاج سلطانى جالب مرض موت آمد ايلخان از تدابير و معالجات جوكى نااميد شده بخواجه امين الدوله توسل جست و بتجويز آن حكيم بجهة تغيير هوا از تبريز بمغان شتافت از حسن مراقبت حكيم و تغيير هوا مرض سلطان رو بهبودى نهاد جوكى بدبخت ديد كه اعادهء صحت ايلخان باسم امين الدوله ختم شد بجهة مداخلت در معالجت بعضى ادويهء حادّه با سه جام شراب بخورد سلطان داد از خوردن آنها مرض پادشاه نكس نمود و حالت دماغى عارض وى گشت و روز بروز رو باشتداد نهاد اهالى حرم و امناى دركاه از انفاق خيرات و اعطاء صدقات فروگذارى نكردند و بر فقراى تمام بلاد محروسه وجه تصدّق فرستادند محمد خواوند شاه در تاريخ خود نويسد كه فقط حصهء فقراى شيراز سى هزار دينار بود باقى بلاد را بر اين قياس بايد نمود به اينها نيز ثمرى مترتب نشد آخر الامر جوكى مدّعى شد كه حرم شاه ( توقجاق خاتون ) سلطان را