عبد الحسين بن محمد حسن طبيب تبريزى

12

مطرح الأنظار في تراجم أطباء الأعصار وفلاسفة الأمصار ( فارسى )

در عهد ( ليوناطيس ) كه يكى از ملوك اسكندريه بود كتب مخزونهء آن كتاب‌خانه را شماره كردند پنجاه و چهار هزار و يك‌صد و بيست ( 54120 ) جلد بشمار آمد بعد از آن تاريخ نيز بمرور دهور در عهد هر سلطانى بر آن كتابها علاوه كردند تا عدّهء مجلدات آن كتابخانه بيرون از احصا گشت بالجمله عساگر مسلمين از جانب خليفهء ثانى بسردارى عمر و بن العاص شهر مزبور را مفتوح و از مصدر خلافت باحراق آن كتابخانه فرمان رفت و كتبى كه بمرور ايام از هر علمى فراهم آورده و سلاطين در جمع‌آورى آنها زحمتها كشيده و خزانه‌ها صرف كرده بودند در قليل مدتى نابود گرديد و از اين واقعه ابد الدّهر آتش تاسف در قلوب حكما مشتعل است « 1 » در زمان بنى اميّه اگرچه اطباى حاذق از نصارى و يهود در بلاد اسلام اشتهار داشته‌اند مثل ( ابن آثال ) دمشقى طبيب معاوية بن ابى سفيان مؤلف كتاب ادويهء مفرده و ( ابو الحكم ) نصرانى و ( ماسرجويه ) طبيب بصرى مترجم كناش اهرن و ( تياذق ) طبيب حجاج بن يوسف ثقفى صاحب كتاب ابدال الادويه و غيره ولى در مقامات علمى بپايهء اطباى دولت عباسيّين نبوده‌اند * در عهد بنى عباس رواجى از نو بطب داده شد از اطباى يهود و نصارى و غيرهم عدّهء زيادى بدربار خود خواستند و صله‌هاى بيرون از قياس بذل كردند مؤلفات حكماى يونان و نوشته‌هاى ديكران را كه به زبان يونانى و ساير السنهء خارجه بودند به عربى ترجمه كردند صاحب طبقات الاطبا گويد هر كتابى از كتب طبيّه كه ترجمه به عربى مىشد معادل وزن آن كتاب زر خالص در حق مترجم ان مبذول مىافتاد * از جملهء انها ( جورجس ) حكيمباشى منصور عباسى و ( بختيشوع بن جورجس ) و ( جبرئيل

--> ( 1 ) قضيهء سوزاندن كتابخانهء اسكندريه بامر خليفهء ثانى معروف است و نيز فاضل مورخ معاصر در كتاب ناسخ التواريخ تصريح به اين فتره نموده ولى جمعى منكر اين مطلب مىباشند و سوختن كتابخانهء مصريان را قبل از اسلام دانند چنانچه شاهزادهء دانشمند تحرير مرحوم مغفور حاج فرهاد ميرزا معتمد الدوله در كتاب جام‌جم در ذكر حالات ( جوليوس ) قيصر روم فرمايد كه جوليوس قيصر با مصريان جنك داشت و صفاين مصريان را كه روبروى اسكندريه بود آتش زد و حريق از كشتيهاى ساحل بيك سمت شهر سرايت نمود و كتابخانهء مشهور اسكندريه را كه سلسلهء بطالسه در دويست سال جمع كرده بودند و عدد آنها را بعضى چهار صد هزار و برخى هفتصد هزار نوشته‌اند به كلى بسوخت و تأسف اين كار تا قيامت بماند انتهى مختصرا و تولد جوليوس را در همان كتاب نود و هشت سال قبل از ميلاد ضبط كرده ( لمؤلفه )