عبد الحسين بن محمد حسن طبيب تبريزى
220
مطرح الأنظار في تراجم أطباء الأعصار وفلاسفة الأمصار ( فارسى )
و كار از معالجت بمنادمت انجاميد در اين اثنا سلطان سليم خان دويم پادشاه دولت عثمانى وفات و سلطان مراد سيّم بجاى وى جلوس فرمود فرهاد پاشا كه سابقا شغل وزارت داشته و در آن اوقات معزول بود بواسطه شفاعت سيّدهء صفيّه زوجهء سلطان كارش قوّت كرفت و بعضى مشاغل دولتى بوى مرجوع و بوزارت اوّل خود عودت نمود و اين فقره بخلاف مراد وزير كبير محمد پاشا صورت يافته بود و فرهاد پاشاى مزبور مدتها بود كه بحبس البول مبتلا و بالياس طبيب مراجعه مىكرد از سوء اتفاقات در اين اوقات مرضش رو باشتداد نهاد و حكيم الياس معجون مثروديطوس به او تجويز كرد فرهاد پاشا چند روزى از آن معجون تناول نمود از بدبختى حكيم مرضش منتهى باسهال كرديده بعد از قليل مدتى زندكانيش بسر آمد از اين فقره كسان فرهاد پاشا در حق حكيم ظن بد بردند و گمان كردند كه بتحريك محمد پاشا وزير اعظم كه با او مألوف است فرهاد پاشا را مسموم كرده دشمنان حكيم اين غائله را تقويت نموده كار را به جائى رسانيدند كه زوجهء فرهاد پاشا باندرون سلطانى رفته از حكيم الياس طلب قصاص نمود سلطان مراد خان حكم بحبس حكيم فرمود بعد از چندى حكيم الياس را در مجلس عام حاضر نموده و رسم استنطاق به عمل آمد برائت ذمهء او در حضور خاص و عام بثبوت پيوست پس بامر سلطانى حكم باطلاق وى رفت جمعى از كسان فرهاد پاشا كه خيانت حكيم در دل آنها رسوخ كرده بود قريب صبح در درب خانهء او جمع شدند و كاردها در دست مترصد خروج وى گشتند حكيم بى خبر از اين تمهيد براى اداى نماز صبح قصد مسجد جامع فرمود به مجرد خروج از درب خانه خدمهء فرهاد پاشا با زعيم برادرزادهء پاشاى مزبور غفلة بر او تاختند و با زخم كارد كار او را ساختند و از صدمهء آن زخمها در همان مكان جان تسليم كرد اين واقعه در شهر ذى القعده نهصد و هشتاد و دو ( 982 ) هجرى واقع شد سلطان مراد خان از استماع اين حادثه در غضب شد فرمان كرد از خدام فرهاد پاشا آنها كه متصدى اين امر بودند قريب شصت نفر كرفته مقيّد كردند ده نفر از آنها را كه من جمله زعيم برادرزادهء پاشاى مزبور بود بقتل آورده و جسد آنها را مصلوب و ما بقى را تماما نفى بلد نمودند * از مؤلفات حكيم آنچه