عبد الحسين بن محمد حسن طبيب تبريزى
207
مطرح الأنظار في تراجم أطباء الأعصار وفلاسفة الأمصار ( فارسى )
هجرى بوده و برخى پانصد و سى و پنج ( 535 ) ضبط كردهاند * اينكه بعضى از مورخين حكيم را معاصر خوارزمشاه تكش نوشتهاند سهوى فاحش است چه كه تأليف كتاب ذخيره چنانچه خود حكيم در ديباچهء آن كتاب ياد كرده در سال پانصد و چهار ( 504 ) هجرى ابتدا شده و بر اهل تاريخ پوشيده نيست كه زمان مزبور اوان سلطنت خوارزمشاه قطب الدّين محمد بن انوشتكين بوده نه زمان خوارزمشاه تكش « 7 » از تأليفات آن حكيم كتاب ذخيرهء خوارزمشاهى است كه اسمش گذشت و آن كتاب از اجل كتب طبيّه است چنانچه ملا كاتب چلبى در حق آن كتاب گويد ( و يقال انه احيى الطب به ) و ديگر از كتب وى ( كتاب اغراض ) است كه نيز به فارسى در دو مجلّد بزرك نوشته صاحب كتاب كشف الظنون در ذيل اسم اين كتاب گويد ( انه لما اهدى الى نصر الدّين اتسز بن خوارزمشاه مختصرا فى الطب سأله وزيره مجد الدّين ابو محمد صاحب بن محمد البخارى ايضاحه فاجاب بتأليف الاغراض ملخصا من تأليفه المسمى بالذخيرة الخوارزم شاهيّه ) و ديكر از كتب وى ( يادگار ) طبى است كه نيز به فارسى است و كتاب ( الخفى العلائى ) است كه در دو مجلّد است و رسالهايست در حفظ صحت كه در چهار صد و نود و پنج تأليف نموده * از وصاياى آن طبيب اريب است كه فرمايد چون با طبيب مجالست نمودى و او را جاهطلب و خودستا ديدى البته
--> ( 7 ) ملوك خوارزمشاهيان كه از سنه چهار صد و نود و يك تا ششصد و بيست و هشت ( 628 ) هجرى يكصد و سى و هفت سال در ملك ماورأ النهر و خراسان و عراق و فارس فرمانگذار بودهاند هفت تن مىباشند و ما محض بصيرب ناظرين اسامى و تاريخ جلوس آنها را موافق نوشتهء قاموس الاعلام ذيلا مسطور مىداريم * ( 1 ) قطب الدين محمد بن انوشتكين مؤسس دولت خوارزم شاهيّه جلوس « 491 » ( 2 ) اتز بن قطب الدين محمد بن انوشتكين جلوس « 521 » ( 3 ) ايل ارسلان بن اتسز بن قطب الدّين جلوس « 551 » ( 4 ) سلطان شاه بن ايل ارسلان بن اتسز جلوس « 558 » ( 5 ) علا الدّين تكش بن ايل ارسلان بن اتسز جلوس « 589 » ( 6 ) قطب الدّين محمد ثانى ابن علا الدين تكش جلوس « 596 » ( 7 ) جلال الدّين بن قطب الدّين محمد ثانى جلوس « 617 » جلال الدّين مزبور بعد از آنكه مغلوب مغول گرديد و لشگر مغول او را تعاقب نمودند موافق نوشتهء منتظم ناصرى در سنه ( 628 ) در حوالى ميافارقين بدست يك نفر از اكراد مقتول گرديد و بقتل او دولت خوارزم شاهيّه منقرض گشت ( لمؤلفه )