عبد الحسين بن محمد حسن طبيب تبريزى
191
مطرح الأنظار في تراجم أطباء الأعصار وفلاسفة الأمصار ( فارسى )
همان قدر آب معيّن شد بعد از تعيين اين دو وزن خارج قسمت اوّل بر ثانى ( 208 ) وزن مخصوص مرمر است * ببايد دانست قانونى كه در پوسهء مايعات بالنسبه باجسام مرتمسه ذكر كرديم در اجسام شناور مثل چوب و غيره كه وزنشان سبكتر از آبست نيز جارى است چه كه پيش كفتيم كه قوّهء هر سائلى بر حمل اجسام مساوى است با ثقل همان قدر از سائل كه جسم قايممقام آن شده بنابراين جسمى كه در آب شناور باشد تا نقطهء در آب فرو خواهد رفت كه پوسه با وزن جسم تعادل نمايد مثلا قطعهء چوبى كه پنج من وزن دارد تا نقطهء در آب فرو خواهد رفت كه وزن مقدار آبى كه قسمتى از چوب قايم مقام آن شده پنج من باشد و اكر بر آن چوب بارى اضافه نمايند قدرى بيشتر در آب فرو مىرود و آن مقدار آبى را كه براى تحصيل مكان مجددا دفع كرده هموزن است با بار اضافه شده از اين فقره معلوم مىشود كه هر قدر جسم سبكتر باشد كمتر و هر قدر سنكينتر باشد بيشتر در آب فرو خواهد رفت و بالعكس هر قدر مايع سبكتر باشد جسم شناور بيشتر و هر قدر سنكينتر باشد كمتر در آن داخل خواهد شد مثلا چوب كه در سطح آب شناور است تقريبا نصف آن در آب است و حال آنكه همان چوب در روى زيبق بيشتر از يك جزو از بيست و پنج جزوش در آن مايع فرو نخواهد رفت كشتى هر قدر بار داشته باشد بر روى آب شور دريا كه سنكين است باطمينان حركت مىكند همينكه داخل آب شيرين رودخانه گرديد بجهة خفت وزن آب شيرين ممكن است غرق شود بنا بر قواعد مذكوره اشيأ شناور در تعيين وزن مخصوص اجسام قايممقام ترازو مىتوانند بود مثلا مىخواهيم وزن مخصوص مس را بدون استعانت ترازو تعيين نماييم ظرفى كه در آب شناور باشد اختيار و آن ظرف را روى آب انداخته و توى آن قطعهء مسى مىگذاريم و نقطهء ارتماس آن ظرف را نشان مىكنيم بعد قطعهء مس را برداشته بقدرى سنك وزنه جاى آن مىگذاريم كه تا نقطهء نشانهء اوّلى ارتماس حاصل شود فرض مىكنيم كه مقدار اين وزنهها ( 1056 ) مثقال باشد مسلّم است كه اين وزن مساوى با وزن مس است