عبد الحسين بن محمد حسن طبيب تبريزى

182

مطرح الأنظار في تراجم أطباء الأعصار وفلاسفة الأمصار ( فارسى )

و در ميان شبانهاى اهل نمسه ؟ ؟ ؟ از قديم مشهور بود كه هركس از نوع انسان كه بواسطهء دوشيدن ماده كاوى كه مبتلا ببثورات مزبوره است مبتلا بدين مرض گردد يعنى بسبب آلوده شدن دست شخص دوشنده بريم آن بثورات در انامل آن شخص نيز بثوراتى شبيه بدان بروز نمايد آن شخص به مرض آبله مبتلا نمىگردد ولى كسى كه اين تجربهء علمى را حاصل نمايد بهم نمىرسيد و از اين خاصيّت بنوع بشرى انتفاعى حاصل نمىشد تا آنكه شخصى ( پلت ) نام از اهل ( هلستين ) كه معلم اطفال بود بخاطرش رسيد كه از ريم بثورات پستان كاو بشخصى كه آبله درنياورده سرايت دهد پس سه نفر طفل را از آن ريم كوبيد و در آن سال كه در همان بلد مرض آبله عمومى شده بود آن سه نفر طفل از آن مرض هايل معاف ماندند ولى شايع كردن اين فقره بغايت دشوار بود زيراكه مايهء ريم كاو همه‌وقت موجود نبود و هرگز ديده نشده بود كاوى كه در موضع منفرد باشد اين مرض در آن حيوان بروز نمايد بلكه در ميان كلّهء كاوها بعضى از سنوات اين مرض اتفاقا بطور عموميّت بروز مىكرد ( ادوارژنر ) طبيب انكليسى اوّل كسى است كه بتجربه رسانيد كه مادّهء كه از كوبيدن مايهء آبله كاوى اصل به انسان پديد آمد همان مادّه را اگر از انسانى به انسان ديگر تلقيح نمايند در انسان دويم نيز علامات آبلهء كاوى ظهور خواهد نمود و هكذا در انسان سيّم و چهارم تا عدّهء زياد اثر خواهد كرد و تمام اين اشخاص بجهة بروز اين بثورات قليله از عروض مرض هولناك آبلهء واقعى ما دام العمر يا مدت معتنابه ايمن خواهند بود ( ادوارژنر ) مزبور بجهة اين اختراع بزرك كه در واقع از خدمات درجهء اوّل بنى نوع است سى هزار ليراى استرلين كه معادل با يك‌صد و پنجاه هزار تومان پول حاليّهء ايران است از دولت انكليس انعام گرفت * اين حكيم بزرك بنا بنوشتهء قاموس الاعلام و لغت لاروس و ديكر مؤلفين فرنك بتاريخ هزار و هفتصد و چهل و نه ( 1749 ) ميلادى در شهر ( بركلى ) متولد و در سنهء ( 1776 ) در سن بيست و هفت باختراع اين عمل بزرك نايل و بعد از بيست سال تجربه و امتحان در سال ( 1796 ) بانتشار آن اقدام و در سنه ( 1823 ) ميلادى مطابق ( 1239 ) هجرى