عبد الحسين بن محمد حسن طبيب تبريزى

157

مطرح الأنظار في تراجم أطباء الأعصار وفلاسفة الأمصار ( فارسى )

مىدانست كه از اهالى حرمسراى خلافت است محض خوش‌آمد او گفت كه صاحب قاروره زنيست كه بر پسرى حاملست كنيز گفت كه اكر حرف تو راست باشد از نعمت دنيا بىنياز خواهى بود عيسى گفت اكر چنين شد يكدست جامهء قيمتى و خوانى از فالوده براى من بياور كه تنم از مشقت برهنگى و شكمم از زحمت كرسنكى خلاص شود جاريه معاودت و خيزران را از ماجرى خبر داد خيزران اين واقعه را از مهدى مكتوم داشت چندى از اين مقدمه كذشت كه آثار حمل در خيزران ظاهر كرديد بدرهء درهمى براى عيسى فرستاد و بعد از انقضأ زمان حمل موسى برادر رشيد از خيزران متولد شد پس از تولد موسى خيزران مهدى را از واقعه ديدن قاروره و اخبار عيسى مطّلع نمود مهدى متعجب شد در آن‌وقت رأس اطباى دربار خلافت جورجس بن جبرئيل بود مهدى اين واقعه را به او حكايت و جورجس انكار شديد نمود و كفت بقواعد طبيّه از ديدن قاروره بحبلى بودن نسوان وانگهى بذكوريت جنين ايشان حكم نتوان كرد خيزران از انكار جورجس در غضب شد حكم فرموده يك‌صد خوان فالوده و يك‌صد ثوب لباس فاخر و يك رأس اسب با زين و لجام مرصع براى عيسى صيدلانى بردند و او را طبيب مخصوص خود قرار داد عيسى دكان عطارى خويش را بسته جزو اطباى حرمسراى خلافت كرديد بعد از چند ماهى خيزران را دوباره آثار

--> - ( 9 ) خفه نمايند و هادى در سن بيست و شش بعد از يك سال و سه ماه خلافت بتمهيد مادر خويش مقتول گرديد و اين حادثه در سنهء يك‌صد و هفتاد هجرى واقع شد خيزران بعد از قتل پسر فورا اسباب خلافت پسر ديگرش رشيد را فراهم آورد پس عموم رجال مملكت و رعيّت رشيد را كه وليعهد دولت بود در سن بيست و دو سالگى تجديد بيعت نمودند و خيزران در سال چهارم خلافت رشيد در سنه يك‌صد و هفتاد و سه ( 173 ) زندكانى را بدرود كرد اين جمله بنا بنوشتهء ابن اثير و ديگر مورخين مسطور گرديد ولى در تاريخ روضة الصفا قضيهء موت هادى را بنحو ديگر نوشته است * غريغوريوس طبيب كه معاصر با مستعصم عباسى بوده در تاريخ مختصر الدّول نويسد ( قال الهادى لامه خيزران ما هذه المواكب التى تغدو و تروح الى بابك ا ما لك مغزل يشغلك او مصحف يذكرك او بيت يصونك و اللّه لان بلغنى انه وقف فى بابك احد من قوّادى لاضربن عنقه فانصرفت خيزران و هى لا تعقل و وضعت جواريها عليه فقتلته بالغم و بالجلوس على وجهه انتهى ) و بشار بن برد شاعر مشهور دو بيت مسطور در ذيل را در هجو مهدى و زنش خيزران و پسرش موسى الهادى سروده ( خليفة يزنى بعماتة ) * * ( يلعب بالدّبوق و الصولجان ) * ( ابدلنا اللّه به غيره ) * * ( و دس موسى فى حر الخيزران ) صاحب قاموس الاعلام نويسد خيزران جاريهء مهدى و مادر موسى و هارون است در عهد شوهر و اوان خلافت هر دو پسر اقتدار زياد داشت زنى اديبه و شاعره و داراى خيرات و مبرات بوده عمارت مشهور بدار الخيزران در شهر مكه از بناهاى او بوده است ( لمؤلفه )