عبد الحسين بن محمد حسن طبيب تبريزى

135

مطرح الأنظار في تراجم أطباء الأعصار وفلاسفة الأمصار ( فارسى )

وفيات الاعيان همين تفصيل را به عين نقل كرده طرفه‌تر آنكه در وفيات بعد از نقل اين تفصيلات نسبت اين حكايت را بنوح بن نصر داده و حال آنكه نوح بن نصر با ابن سينا در يك عصر نبوده‌اند وفات نوح بن نصر قريب سى سال قبل از ولادت ابن سينا اتفاق افتاده . بالجمله آنچه از حالات ابو على مفهوم مىشود آن فيلسوف مدّتى با چند نفر از حكما در دربار خوارزمشاه بسر برده‌اند چنانچه در ترجمهء ابو سهل مسيحى بتفصيل مذكور افتاد شيخ رئيس از جملهء اشخاصى بود كه متابعت امر محمود غزنوى را ننمود و پيش از ورود ( حسن بن ميكال ) سفير محمود از دربار خوارزمشاه مسافرت جرجان نمود و مدّتى در خدمت قابوس بن وشميكر كه پادشاهى فاضل و محب علما و مناقب وى در كتب تواريخ مشهور است بسر برد « » در خلال اين احوال اهل مملكت بر قابوس شوريدند و آن پادشاه مأخوذ و محبوس گشت چنانچه تفصيل آن در تواريخ مسطور است شيخ ناچار از جرجان بيرون شده بعد از مدتى به شهر رى مسافرت كرد و در آن اوقات سيّده مادر مجد الدولهء ديلمى بعد از وفات شوهر خود فخر الدوله ملكهء رى بود آن ملكهء معظمه و مخدّرهء مجلّله كه حكايت سياست و جهانبانى وى زينت‌افزاى اوراق تواريخ است از شيخ احترامات بىاندازه كرد پس از مدتى آن حكيم از رى بقزوين و از ان بلد بهمدان انتقال نمود و در آن اوقات شمس الدولة بن فخر الدوله ديلمى از جانب سيّده در آن ملك فرمان‌روا بود مدتى امر وزارت شمس الدوله بشيخ مفوض گشت در ايام وزارت وى بتحريك بعضى از مفسدين لشگريان بوى شوريدند و بخانهء آن فيلسوف ريخته و اموالش را بغارت بردند و آن حكيم بيمانند مدتى انزوا اختيار كرد و بعد از چندى شمس الدوله را قولنج شديدى عارض شد و تمام اطباى شهر از معالجهء آن عاجز ماندند با كمال معذرت بمعالجهء شيخ توسل جست و از آن مرض خطير خلاصى يافت و ثانيا امر وزارت را بشيخ تفويض فرمود بعد از وفات شمس الدوله پسرش تاج الدوله بامارت رسيد و تاج الملك را وزارت داد و شيخ از خوف مكيدت تاج الملك در خانهء ابو غالب عطار متوارى شد تاج الملك آن حكيم را در نزد امير با مكاتبه علأ الدوله ابو جعفر بن كاكويه متهم نمود تاج الدوله