عبد الحسين بن محمد حسن طبيب تبريزى

109

مطرح الأنظار في تراجم أطباء الأعصار وفلاسفة الأمصار ( فارسى )

1 ابو الحسين بن النقاح الجراح از مشاهير جراحان بغداد بوده و در عهد عضد الدوله با برادرش ابو الحسن باعمال يدى بيمارستان عضدى مىپرداخته‌اند در يكى از معارك زخم شمشيرى بر ران يك نفر از امراى عضد الدوله وارد آمده و پارهء شمشير در ران او مانده بود جراحان عصر از اخراج آن عاجز ماندند عضد الدوله باحضار ابو الحسين اشارت فرمود حكيم مزبور با كمال چاپكى پارهء شمشير را از ران امير مزبور بيرون آورد و از ديوان عضدى صاحب مرسوم گشت سال وفاتش معيّن نيست ولى در حدود سيصد و هشتاد هجرى ( 380 ) حيات داشته است * 2 1 ابو الحسين صاعد بن هبة اللّه بن المؤمل طبيب مخصوص الناصر لدين اللّه عباسى بوده كنيهء او را صاحب طبقات الاطبا ابو الحسين نوشته ولى ابن عبرى در تاريخ مختصر الدول و هم فاضل معاصر صاحب نامهء دانشوران ابو الحسن ضبط نموده‌اند بالجمله حكيم مزبور دين نصارى داشته علم ادب را پيش ابو الحسن على بن عبد الرحيم العصار و عبد اللّه بن احمد بن الخشاب النحوى تحصيل كرده پس از آن منطق و علم طب و حكمت فلسفه را نزد اساتيد عصر خويش فراگرفته و در تمام اين علوم بمرتبهء بلند و مقامى ارجمند نايل گشت و بجهة كثرت تدرب او در علوم حكمت تكبر و غرور بىاندازه بوى رو داده بود چنانچه معاصرين او ويرا منسوب بحمق مىداشتند گويند علاوه بر كبر و مناعتى كه داشت همواره از وى بزيردستهاى خود ظلم و تعدّى بينهايت صادر مىشد * وفاتش بنا بنوشتهء ابن عبرى در احدى و تسعين و خمسمائة ( 591 ) در بغداد اتفاق افتاد از جمله مؤلفات او كتابيست مسمى بصفوة كه با وجود صغر حجم در آن كتاب هر دو جزء علمى و عملى طب را جمع نموده و در آخر آن كتاب فصلى چند در ختانه نوشته و از متقدمين اطبا تا زمان او تأليفى در ختانه ننكاشته بودند اركيذياقون طبيب مشهور مكنى به ابى الخير برادر ابو الحسين مزبور است و اين هر دو برادر جاثليق مشهور به ( ابن المسيحى ) مىباشند « » ابو الخير مسطور را نيز در كليّات طب كتابيست كه از كليّات قانون شيخ ملخص نموده و مسمى به ( اقتضاب ) كرده سپس ويرا مختصر نموده و ( انتخاب الاقتضاب ) نام نهاده * 2