زين العابدين خان قاجار قوانلو / ميرزا محمد درجزيني همدانى
6
خلاصة الحكمة ( فارسى )
كنند يا در او بنشينند يا خود را ببخار او بدهند گرد - مخلوط از ادويهايست كه بدون مصلحى اسباب فساد و اختلالات بطنى نكردد و با كپسول تجويز نمايند تا طعم مكره او در دهان و حلق معلوم نشود شربت - عبارت از محلولى است كه مقدارى از ادويه با قدرى قند در او مخلوط نموده به مريض تجويز كنند و تقريبا اندازهء معمولى او 10 تا 20 گرم در يك ليتر ابست و مطبوخ دواهاى دمكردنى و محلول از ان قبيلند اپوزم - شربت غليظى است كه بالنسبه ادويهء او زيادتر است و بايد به مقدار منقسم در مدت روز خورده شود حب وزن هر حبى 4 تا 5 كندم بايد باشد و مادّهء مشكّلهء دواهاى حب كردنى بعهدهء دواساز است گرانول حبهاى ريزيست كه در هريك دوا به مقدار خيلى كم است بل - حبهاى نرم بزركيست باندازهء زيتون كه تقريبا هريك دو نخود و نيم وزن دارد جلّاب مركّب مائيست كه در مدت روز با قاشق به مريض بدهند و وزن او از 30 تا 300 كرم است جلّاب صمغى مايعى است كه براى اختلاط اجسام لا ينحل به كار برند لعوق مايعاتىاند كه رنك ظاهر انها لبنى و اغلب در انها دهن ثابت يا فرارى با لعاب صمغ يا زرده تخممرغ تركيب مىكنند تعفين الكلى و اترى محلولهائيند كه تركيب انها از مواد عاملهء ادويه يا الكل يا اتر است الكلاتور تعفينى است كه از انحلال موادّ معطره در الكل حاصل مىشود عصارهء مايع عبارت از مادّهايست كه از طبخ و قوام اوردن مواد عاملهء ادويه حاصل شده و بواسطهء اختلاط او با جزئى اب قدرى رقيقتر است و قدر شربتش يكسيم عصارهء الكلى مىباشد عصارهء سيال عصارجاتيند كه در كليسيرين و الكل حل مىشوند