واجد على خان

97

علم الأبدان ( فارسى )

محمودست مخصوص به حالت صحت باشد نه آنكه در حالت مرض چه ظاهرست كه هرگاه مرض حار بود سزاوار آنست كه بول نارى يا زعفرانى باشد و اگر درين وقت بول تبنى يا اترجى بود لامحاله نشان ميلان صفرا بود بعضو رئيس لون سوم از صفرت اشتقر ست و آن لونىست زرد مائل بسرخى و سبب آن زيادتى حرارتست و مقرر شده كه صفرت چون بشدت باشد بحمرت ميل كند نوع چهارم نارنجى نوع پنجم نارى نوع ششم زعفرانى و هر يكى ازين هر سه نوع دلالت مىكند بر زيادتى حرارت نسبت بمرتبهء كه ما قبل وىست اعنى حرارت نارى بيشتر از نارنجىست و حرارت زعفرانى زياده‌تر از نارىست و زعفرانى را احمر ناصع نيز گويند و رنگ سرخ درجات آن چهاراند يكى اصهب است و آن رنگىست ضعيف الحمرت قريب به بياض و آن دلالت مىكند بر غلبهء خون اندكى دوم وردى سوم احمر قانى چهارم احمر اقتم و هر يكى ازين‌ها دلالت مىكند بر غلبهء خون نسبت بمرتبه ما قبل خود اعنى دلالت در وى بر غلبه خون بيشتر از اصهب است و دلالت قانى بيشتر از دردى و دلالت اقتم بيشتر از قانى و وردى رنگىست مشابه برنگ گل سرخ و حمرت آن قوىتر از حمرت اصهب بود و قانى لونىست كه سرخى در ان غالب باشد و اقتم لونىست بسيار سرخ كه بسياهى زند مع غبرت و نظير وى سياهى پشت بازست و بنا بر غلبه حمرت هر يكى از ما سبق خود بر غلبهء خون دليل باشد و اينكه از دلالت الوان اربعه مذكور مسطور شد بنا بر اكثريه‌ست امّا گاهى حمرت در بول از ضعف كبد و كليه نيز مىشود و گاهى در امراض بارد نيز سرخ مىشود پس حمرت بول دليل غلبهء خون على الاطلاق نباشد و حدوث بول سرخ در امراض بارد بر سه گونه باشد يكى آنكه كبد ضعيف بود و به علت عدم تميز خون از مائيت بول سرخ آيد چنان كه در فالج ايمن و سوء القنيه الثر ملاحظه مىشود دوم آنكه عروق و اعضاى شق ايسر از وقوع فالج درين سمت ضعيف شوند و خون را از جگر چنان كه هميشه جدا مىكردند نتوانند نمود پس چون در جگر افزون شود و با بول برآيد سوم آنكه درد صعب پديد آيد از قولنج بلغمى و بدان سبب بول سرخ آيد و سرخى اين بول را سه وجه‌ست اول آنكه جگر از صعوبت درد روده گرم مىشود و بسبب گرمى جگر صفرا بيشتر تولد كند و بول را رنگين سازد دوم آنكه بسبب