واجد على خان
92
علم الأبدان ( فارسى )
جنس دوم دريافته مىشود كيفيت حال نبض از قرع رگ با صايع و قرع بمعنى كوفتنست و آن سه قسمست قوى و ضعيف و معتدل بينهما قوى آنست كه بكوبد سر انگشتان را بقوتى كه برسد صدمه آن در گوشت انامل و آن دلالت مىكند بر غلبه قوت حيوانى و ضعيف آنست كه قوت در وى موافق قوى نباشد و آن دلالت مىكند بر ضعف قوت حيوانى و معتدل بينهما دلالت مىكند بر توسط حال قوت حيوانى جنس سوم دريافته مىشود كيفيت حال قلب از زمان حركت نبض و آن سه قسمست سريع و بطى و معتدل بينهما نبض سريع آنست كه تمام كند حركت انبساطى و انقباضى را در زمان كوتاه و آن دلالت مىكند بر شدت حاجت قلب بهواى بارد و بطى آنست كه تمام كند حركت انبساطى و انقباضى را به زبان دراز و دلالت مىكند نبض بطى بر قلت حاجت هواى بارد و معتدل بينهما دلالت مىكند بر توسط حال حاجت هواى بارد جنس چهارم دريافته مىشود از ان كيفيت حال بدن از قوام آله اعنى رگ نبض و آن بر سه قسمست صلب و لين و معتدل بينهما نبض صلب آنست كه فرو نشود از قوت سر انگشتان و آن دلالت دارد بر يبوست بدن و نبض لين مخالف آنست و دلالت مىكند بر ترى بدن و معتدل آنست كه ميانه بود در صلابت و لين و آن دلالت مىكند بر توسط حال بدن در يبوست و رطوبت جنس پنجم دريافته مىشود كيفيت حال قلب از زبان سكون نبض و آن بر سه قسمست متواتر و متفاوت و معتدل بينهما متواتر آنست كه كوتاه نشود زمانهء كه ميان دو قرع واقعست و اين دلالت مىكند بر ضعف قوت حيوانى و متفاوت آنست كه دراز شود زمانه فىمابين دو قرع و آن دلالت كند بر شدت قوت حيوانى و معتدل بينهما آنست كه ميانه بود در تواتر و تفاوت و دلالت مىكند بر توسط حال قوت حيوانى جنس ششم دريافته مىشود از ان مقدار چيزى كه در جوف رگست و آن بر سه قسمست ممتلى و خالى و معتدل بينهما پس نبض ممتلى دلالت مىكند بر وفور خون و روح و نبض خالى دلالت دارد بر قلت خون و روح و نبض معتدل در امتلا و خلو دليلست بر اعتدال حال رگ جنس هفتم دريافته مىشود از ان كيفيت جرم رگ نبض و آن بر سه قسمست حار