واجد على خان

6

علم الأبدان ( فارسى )

صورت بسته سوم از اعضاى مفرده عصب‌ست كه جمع آن اعصاب باشد و آن را به فارسى پى و بهندى پحصّه گويند و آن جسمىست سفيد و مزاجش سرد و نرم‌ست در پيچيدن و سخت‌ست در گسستن و قوت حس و حركت اعضاى حيوانات از اعصاب‌ست و اعصاب دو قسم‌ست قسم اول از نفس مقدم دماغ رسته و آن هفت زوج‌ست حس و حركت سر و گردن و حواس اخمسه ظاهرى از انست قسم دوم از نخاع رسته و آن سى و يك زوج و يك فردست كه زوج ندارد و نخاع حرام مغز را گويند كه از موخر دماغ رسته دنباله دارد از راه ثقيه‌هاى مهره‌هاى گردن و پشت گذشته تا مهره آخرين نشستگاه رسيده حس و حركت تمام اعضا از اعصاب نخاعىست و جمله اعصاب چه دماغى و چه نخاعى جوف ندارند مگر عصبه زوج اول دماغى كه بجانب هر دو چشمان در آمده مجوف است لهذا آن را عصبه مجوفه گويند و جوف آن بيش ازين نيست كه سوزن باريك در ان تواند رفت و نفع جوف آنست تا از دماغ نور از ان راه به چشم درآيد هرگاه درين منفذ عصبه مجوفه سدّه لاحق مىشود منع نفوذ نور مىكند و بصارت چشم زائل مىگردد و چهارم از اعضاى مفرده عضل ست كه جمع آن عضلات باشد و فائده او در جسم آسانى انبساط و انقباض اعضاست و مىپوشد عظام را و نگاه مىدارد حرارت غريزى را در بدن و سائر عضلات جسم پانصد و بست و نه است پنجم از اعضاى مفرده وتر ست و جمع آن اوتار و آن جسمىست مشابه جوهر عصب و مىرويند از سر عضله‌ها انقباض و انبساط اعضاى متحرك ازوست ششم رباط ست و جمع آن رباطات‌ست و آن جسمىست شبيه بعصب فائده او ربط عظمى با عظمى يا عضوى با عضوى ديگر هفتم شريان ست كه جمع آن شرائبين باشد و آن رگهاى جهنده است كه از بطن ايسر قلب رشته و روح حيوانى از دل به راه شرائعين در سائر اعضا نافذ مىشود و حس و حركت ذاتى ندارند اما حركت شرائين از انقباض انبساط قلب‌ست و جميع شرائبين دو طبقه است مگر شريانى كه از دل بريه مىرود يك طبقه است هشتم وريد است كه جمع آن آورده باشد و آن رگهاى ساكن‌ست اعنى ناجهنده و آن از مجدب جگر رسته و نفع او آنست كه خون از جگر باورده مىآيد و از راه آورده بجميع اعضا مىرسد و تغذيه و تنميهء اعضا از ان حاصل مىشود و آورده حس و حركت ندارند و مجموع آورده يك طبقه‌ست