واجد على خان

74

علم الأبدان ( فارسى )

امّا اگر حسب تقاضاى طبيعت در وقت معتدل با مرغوب الطبع واقع شود و بلا تعب باشد باعث تقويت روح و انتعاش حرارت غريزىست و باعتدال تسخين بدن مىكند خصوصا شبان را كه دموى المزاج باشند امن مىدهد از امراض كثير پس اين‌چنين جماع از جملهء ضرورياتست نه از مضّرات و مضرّ آنست كه بىحاجت و با تعب كثير و با انزال كثير واقع شود و بايد دانست كه صاحب مزاج گرم و تر اندرين كار قوى باشد و از جماع ضرر كمتر يابد و صاحب مزاج گرم و خشك نيز درين كار قوى بود ليكن اثر خشكى در وى ظاهر شود و هزال بدن و غورصين پديد آيد و صاحب مزاج سرد و تر و سرد و خشك هر دو درين امر ضعيف باشند و بمضرت جماع زودتر متاثر گردند بيان وقت جماع و اوقات منهيه آن بهترين وقت جماع آنست كه غذا تحليل شده باشد و در امتلا و خلو معده مضرست و جماع عقب تخمه و بعد استفراغ قوى مثل فصد و مسهل و جز آن و بيخوابى و رياضت و اعياد غم و هم مفرط نشايد كرد كه از كثرت تحليل بيم غشى باشد و در شدت سرما و گرما اجتناب ازين ضروريست و با حائض و نابالغ و زنان بعيد العهد ممنوع‌ست و پس از جماع آب سرد نوشيدن استرخا و رعشه و استسقا مىآرد و اگر در حالت جماع سرما در پشت پديد آيد يا نزد اين كار لرزه در بدن افتد يا از لذت دماغى رنجى رسد يا از اندام‌ها بوى بد آيد نشان اجتماع اخلاط فاسد در بدن باشد درين صورت احتراز ازين كار كند و تنقيه بدن نمايد و هر كه بعد جماع لقمه چند چرب و شيرين تناول كند ضرر ضعف جماع به او نرسد و دوام شرب شير گاو به شرط موافقت مزاج مبقى قوت‌ست و تدهين بدن و كف پاى بادهان خوش‌بو حافظ موى و منعش حرارت و باه است و در هر جماع بايد كه مهلت سه روز در ميان باشد بيان لواطت و لواطت با زوجه و جاريه على الخصوص به حالت حمل موجب علت ابنهء فرزند شود پنجم از ستّه ضروريه احتباس و استفراغ‌ست واضح باد كه در بعضى وقت از چيزها كه در بدن‌ست اخراج آن از بدن ضرورى مىشود و همچنين در بعضى وقت نگاه داشتن آن در بدن ضرورتر باشد اما وجه اضطرار و احتياج باستفراغ از آن جهتست كه بقاء بدن بدون غذا محال‌ست و وجود غذائى كه همه مستحيل بجوهر عضو شود نيز محال و در هر هضم فضله باقى مىماند پس اگر فضله مذكور در بدن بماند نيايد البته فاسد مىشود و غذاى جديد را كه به آن لاحق