واجد على خان

61

علم الأبدان ( فارسى )

باد از انجا كه مىوزد به همان طبع متكيف مىباشد و وجه خشكى آنست كه ابخره مائيه با وى كمتر مىآميزند بهر آنكه حرارت درين سمت قلت دارد و تصعيد بخار را حرارت قوى در كار ديگر آنكه به جهت شمال مياه سائله كمترست بسبب غلبهء برودت تمام برف بسته و براى تصعيد بخارات سيلان در ماده در كارست باد جنوب باد جنوبى گرم و ترست وجه گرميش آنست كه بجانب خط استواست و وجه ترى آنست كه بحر اعظم درين سمت واقعست درين صورت تصعيد بخارات بيشترست بالجمله باد شمال مصلب ابدان و مصفى حواس و مقوى دماغ و محسن لون‌ست و باد جنوب مرخى و مضعف ابدان و مكدر حواس و محدث كسل و ثقل‌ست و باد شمال در خواص مشابه به آب سرد و باد جنوب مشابه به آب گرم و باد صبا اعنى باد شرقى و باد دبور اعنى باد مغربى قريب باعتدال‌اند فائده در بيان حدوث بادهاى متحرك بايد دانست كه حكما حركت هوا را پنج وجه بيان كرده‌اند يكى آنكه از تاثير آفتاب بخارات و دخانات از بحار و زمين برآيد و رو به هوا كند زيرا كه صعود لازمهء ابخره و ادخنه‌ست و هرگاه آن بخار و دخان بطبقه زمهرير رسد بسبب برودت حرارت آن بشكند و ثقيل شده رو بتنزل كند پس ثقل آن تموج در هوا پديد آيد و همين‌ست حركت هوا دوم آنكه در دخانات متصاعده جوهر نارى بيشتر مىباشد پس از كره زمهرير متاثر نشده بالاتر رود و چون بكرّهء اثير در رسد از صدمه كرّهء اثير كه دائم الحركة است متاثّر شده متنزل باسفل شود و چون تنزل وى به قوت باشد بالضرور هوا را متموّج گرداند پس بادهاى تند وزد چنان كه اگر سنگى را به آب اندازند آب را به حركت آرد سوم آنكه ابر غليظ از اوج رو بهبوط كند يا ابر از جهتى حركت به قوت كند و بسبب آن هوا متحرك شود چهارم آنكه در بعضى از اجزاى هوا تكاثف افتد از اسباب برودت و از آنكه تكاثف عبارتست از اجتماع اجزايش بالضرور در وقت تكاثف از جهات ديگر هوا كشيده مىشود پس هوا متحرك مىشود پنجم آنكه هوا بر سبيل جزر و مدّ حركت كند بمشابه بحر كه او را جزر و مدّ طبعى مىشود لهذا گفته‌اند كه طبقه هوا و طبقه آب هر دو بحراند يكى بحر هوا و دويمى بحر آب و بينهما فرق نيست مگر آنكه آب غليظست و حركت او ثقيل و هوا لطيف‌ست و حركت او خفيف دوم از ستّه ضروريه ماكول و مشروب ست