واجد على خان

53

علم الأبدان ( فارسى )

بترطيب بناء عليه هميشه طبيعت ماده شحمى بردى مىفرستد تا بدهنيت خود ترطيب نمايد و از آنكه غشاى بر قلب محيطست بسبب برودت مزاجيه خود عاقد آن ماده شحميه مىگردد و هرچه از ان از حرارت قلبيه مىگذارد عوض آن ديگر طبيعت مىفرستد و اگر فربهى از گوشتست پس آن از حرارت و رطوبت‌ست زيرا كه سبب بادى گوشت دم متين و غليظست و دم از همه اخلاط رطب‌ست و سبب فاعلى او حرارت است كه هرچه از رطوبت مائيه در خون‌ست به تحليل و بتخير آن را صرف نموده به صورت لحمى مىآرد و لاغرى اگر با سمرت باشد پس آن از گرمى و خشكىست و اگر لاغرى با سفيدى باشد پس آن از سردى و خشكىست زيرا كه سفيدى دليل قلت خون باعث برودت و لاغرى دليل قلت بلغم‌ست و قلت بلغم موجب يبس‌ست و فرق در نر و ماده باعتبار مزاج نيست كه نر گرم‌تر و خشك‌ترست و ماده سردتر و تر اعنى هر فرد رجل گرم‌تر از فرد نساست و باشد كه بعضى عورت گرم‌تر از بعضى مرد باشد و اين معنى قادح و بتعميم حرارت ذكور نقص ندارد و دليل بر حرارت ذكور چند چيزست يكى آنكه تكون ذكور اسرع‌ست از اناث چنان كه در تشريح چنين گفته شد دوم آنكه اسقاط بيشتر چنين ذكور را واقع مىشود و سرعت تكون و سهولت سقوط دليل بر حرارت مزاج‌ست زيرا كه حرارت كيفيت فاعله محركه است سوم آنكه تولد پسر بجانب ايمن رحم مىباشد و شك نيست كه طرف ايمن حيوانى گرم‌تر از ايسرست چهارم آنكه ثابت شده كه هر كه منى او گرم بود در اكثر او را فرزند نرينه آيد پنجم آنكه متحقق‌ست كه افعال مردان سريع‌تر و قوىتر از زنان مىباشد و اين جمله نشان حرارتست و آنچه از بعضى متقدمين منقول‌ست كه مزاج زنان گرم‌تر از مزاج مردان‌ست باستدلال آنكه ايشان را حيض مىآيد و آن دليل خون‌ست جوابش چنين داده‌اند كه كثرت خون زنان بواسطه كثرت حرارت نيست بلكه بسبب قلت تحلل‌ست زيرا كه برودت مزاج و كثرت سكون ايشان مانع تحلل خون بدن ايشانست و چون تحليل كما ينبغى نمىشود حكيم مطلق اخراج او ازين طريق مقرر فرموده پس كثرت خون در زنان از سبب برودت‌ست نه از باعث حرارت و برودت قوت منفعله دارد نه قوت قاعله و ظاهرست كه قوت فاعله غالب‌ست بر قوت منفعله باب هفتم در بيان صحت و مرض بدانكه