واجد على خان

27

علم الأبدان ( فارسى )

طمثى در ايام حمل به سه جا منقسم مىشود قسمتى در غذاى جنين مىرود از راه ناف و قسمتى در پستان مىرود به جهت مهيا بودن شير و قسمى در رحم مىماند جهت آسانى خروج جنين و مشيمه و مشيمه پوشش جنين را گويند كه وقت خروج خروق مشيمه مىنمايد و پس از بروز جنين مشيمه نيز بيرون مىآيد و بقيهء خون طمثى بعد خروج جنين و مشيمه بايّام نفاس مندفع مىشود بيان امزجهء كل اعضاى انسانى كه مذكور منتخب از كفايه مجاهديه بدانكه گرم‌ترين چيزى كه در ابدان انسانيست روح‌ست پس قلب پس منى پس خون پس كبد پس لحم پس عضلات پس طحال پس كليتين پس شرائين پس آورده پس جلد و سردترين چيزهاى اعضاى انسانى بلغم‌ست پس شعر پس عظم پس غضروف پس رباط پس وتر پس غشا پس عصب پس نخاع پس دماغ پس شحم پس سمين پس جلد و رطب‌ترين چيزها بلغم‌ست پس خون پس سمين پس شحم پس دماغ پس نخاع پس ثدى پس انثيين پس ريه پس كبد پس طحال پس كليه پس عضل پس جلد واپسين آن شعرست پس عظم پس غضروف پس رباط پس وتر پس غشا پس شرائين پس آورده پس اعصاب حركت پس قلب پس اعصاب حس پس جلد و اين ترتيب از جالينوس‌ست پس اعدال اعضا جلد باشد و اعدل جلدها جلد كف و اعدل ازو جلد سبابه و اعدل از ان انملهء سبابه باب دوم در بيان اركان و امزجه بدانكه اركان اجسام بسيطاند كه تكون مواليد ثلاثه اعنى نباتات و حيوانات و جمادات از انست و اجسام جمع جسم‌ست و جسم جوهرى را گويند كه ابعاد ثلاثه يعنى طول و عرض و عمق داشته باشد و جوهر چيزى را گويند كه قائم بالذات باشد اعنى در قيام خود محتاج ديگرى نبود و بسيط آن را گويند كه در نفس خود امتزاج شئ ديگر نداشته باشد و اركان عبارت از عناصر اربعه‌ست و عناصر چهارست [ اركان ] اول آتش و مزاج آن گرم و خشك‌ست و دوم باد و مزاج آن گرم و ترست و سوم آب و مزاج آن سرد و ترست و چهارم خاك و مزاج آن سرد و خشك‌ست و ازين عناصر چهارگانه بعضى خفيف‌ست و بعضى ثقيل و هر يكى ازين خفيف و ثقيل يا مطلق‌ست يا مضاف خفيف مطلق آتش‌ست لهذا رجوع بغايت محيط دارد و هوا خفيف مضاف‌ست لهذا رجوع به جهت محيط دارد و خاك ثقيل‌ست لهذا رجوع بمركز دارد و فردتر از همه اركان‌ست و آب ثقيل مضاف‌ست لهذا رجوع به جهت مركز دارد و معنى خفيف آنكه ميل او بالطبع بجانب