واجد على خان

24

علم الأبدان ( فارسى )

عصب نخاعى كه از فقار عجز برآمده به قضيب و اصل شده و اصل نخاع از دماغ‌ست و ؟ ؟ ؟ خواسش مباشرت از مشاركت دماغ و جگر و گرده‌ها و دل ظاهر شود پس واضح شد كه تكميل نعوظ منحصرست بر صحت دماغ و جگر و گرده‌ها و قلب و انثيين و نفس قضيب و اگر در يكى ازين اعضا خللى واقع شود و مرضى رو دهد تكميل اين عمل صورت نه‌بندد و قضيب حس بسيار دارد خصوصا حشفهء آن و كثرت حس بنا بر كثرت اجتماع اعصاب‌ست درين عضو اگر حس وافر نبودى التذاذ تام از احتكاك مقام هرگز حاصل نشدى و در نفس قضيب سه مجراست يكى مجراى بول دوم مجراى منى سوم مجراى ودى و اين هر سه مجراى درين قضيب واحد است و ازين هر سه مجراى مجراى بول سخت‌ترست تا از حدت بول طبعى متالم نشود و مجراى منى و ودى نرم‌ست و وجود ودى بهر آنست تا مجراى منى را تر دارد به جهت سهولت خروج آن و ودى بدال مصله رطوبتيست لعابى كه بعضى مردم را بعد بول مىبرآيد و مذى بذال معحمه رطوبتىست كه هنگام نعوظ كامل بر سر ذكر پديد مىآيد و محل آن غدّه‌ايست در ابتداى مجراى بول و آن بتلئين مجراى بول مخصوص‌ست و طول قضيب كم از شش انگشت مضموم صاحبش و زياده از دوازده انگشت نمىباشد و طول عنق رحم نيز بر همين قياس‌ست تشريح رحم رحم كه آن را به فارسى زهدان گويند جسمىست عصبانى اعنى به صورت و نرمى و سفيدى مشابه عصب‌ست نه آنكه از عصب مخلوق شده و محل وى ما بين مثانه و روده زيرين و ناف‌ست و فائده رحم قبول كردن حمل‌ست و رحم را عتق‌ست اعنى گردن و ايلاج در عنق رحم مىشود و نيز فم رحم‌ست و او دائم بسته مىماند علىالخصوص در زمان حمل چنان بند مىشود كه ميل در ان نتواند گنجيد اما در حالت مقاربت دهنش وا مىشود تا نطفه را فرو برد و رحم بالطبع بر جذب منى شايقست و تا وقتىكه زن به حد بلوغ نرسد و خون طمثى او را معتاد نشود دهن گردن رحم او اندكى تنگ مىباشد اگر درين وقت ايلاج شود پردهء دهن گردن رحم اندكى پاريده مىشود و چند قطره خون از ان برمىآيد و ازالهء بكارت مراد از همين‌ست و اگر بسبب ضيق منفذ و عظم آله زياده‌تر پاريده شود خون زياده جارى مىشود و اين زخم زودتر باندمال مىرسد و طول گردن رحم كمتر از شش انگشت و زياده از دوازده انگشت صاحبش نباشد و نفس رحم