واجد على خان

112

علم الأبدان ( فارسى )

قوام و لون آن محمود باشد و قلت برآمدن نفث علامت فجاجت ماده است ليكن چون اندك‌اندك برآمدن شروع كند دليل آغاز نضج باشد و مبين‌ست بر اينكه مرض از ابتدا تجاور كرده در تزايدست و اعتدال آن در قلت و كثرت نشان نضج اكثرى از مواد باشد پس كثرت برآمدن نفث چون دليل بر نضج تمام موادست بهتر از معتدل بود و نابودن نفث در امراض ريه و متعلقات آن نشان سوء مزاج ساذج‌ست يا دليل خامى ماده و يا ضعف قوت طبيعتست و عام‌ست كه خامى در ماده خواه باعتبار افراط غلظت و يا بسبب كثرت رقت باشد و عبارت از نضج آنست كه رقيق غليظ شود و غليظ ميل بر دقت كند به حدى كه سهل باشد خروج آن لون نفث بياض آن نشان خامى ماده بود يا نشان آنكه ماده نزله بلغمىست و فرق بينهما آنكه اگر در ابتداى مرض آيد و بدشوارى برآيد بدانند كه از خامىست و اگر آسان برآيد و خروجش در زمان قريب بانتها بود و مريض را از برآمدن آن راحت حاصل شود دريابند كه از نزلهء بلغمىست و حمرت نفث نشان غلبه خون باشد يا علامت شگافته شدن رگى اندر حوالى حنجره يا ريه يا ديگر آلات تنفس بود و آلوده آمدن نفث سفيد بسرخى دليل سلّ باشد و صفرت نفث دلالت كند بر صفراويت ماده نزله اعنى نزله حار و خضرت اعنى سبزى رنگ نفث يا نشان احتراق باشد يا دليل فرط برودت و بطلان حرارت غريزىست و سياهى رنگ نفث نيز حكم خضرت دارد و فرق در آنكه سبزى و سياهى از احتراق‌ست يا از برودت مفرط از آثار متقدمه كه مخصوص هر يكىست و پيشتر بوقوع آمده باشد استدلال توان نمود رايحه نفث نتن نفث نشان عفونت ماده است و عدم نتن دليل بعد او از عفونت باشد و حموضت رايحهء نفث دليل برودت باشد طعم نفث حلاوت طعم نفث نشان غلبهء خون بود يا نشان بلغم معتدل طبعى و فرق بينهما بلون كند چه اگر سرخ است و موى بود و الا بلغمى و اين لامحاله سفيد باشد و بىطعمى او نشان بلغم معتدل باشد و شوريت نفث دليل آن بود كه حرارت در رطوبت اثر كرده است و هنوز غلبه رطوبت‌ست و شدت حرقت و تيزى كه از شوريت تجاوز كرده باشد نشان غايت حرارت باشد و