واجد على خان

104

علم الأبدان ( فارسى )

و در كثرت اخلاط تلون براز بلون خلط غالب مىباشد و بيشتر اثار امتلا گواهى دهد و در عدم نفوذ غذا خواه از ضعف قوت جاذبه جگر باشد خواه از سدهء ماساريقا هزال و نحافت بدن شهادت دهد علامت ضعف جگر و سده ماساريقا و فرق در ميان ضعف و سده آنست كه در سدى ثقل بجانب ايمن محسوس مىشود در اكثر و گاه در سدى ثفل محسوس نشود و اين در صورتىست كه سده با وائل ماساريقا بود بسمتى كه متصل بمعده است درين حالت امتياز در ضعيفى و سدى متعسر مىشود و نيكوترين تدابير جهت تحقيق آنست كه اگر مريض بمفتحات نفع يابد نه بقوابض بايد دانست كه سدىست و اگر بقابضات نفع يابد و نه بمفتحات ضعف جاذبه است زيرا كه قوابض ذى عطريت قوت مىدهند قوى را و در سدى و ضعف جاذبه جگر براز كيلوسى مىآيد خوب هضم شده و در ضعف معده براز ناقص الهضم يا باطل الهضم بحسب قلت ضعف معده بود و گاه باشد كه براز كمتر از مقدار معين آيد به دو وجه يكى آنكه اجزاى غذائيه كثير المقدار منجذب شوند بسوى جگر و ثفل اندك ماند چه هرگاه اعضا شديد الحاجت مىباشد به غذا و از جگر تقاضا مىكنند بر سبيل امتصاص جگر از معده و امعا جذب مىكند همه آنچه در ثفل از اجزاى غذائيه است و مقررست كه در مطعوم اگرچه ارضيت غالب مىباشد ليكن چون تحليل قوى افتد اجزاى ارضى نيز تلطيف پذيرفته صرف غذا مىگردند ازينجاست كه در بعضى حيوانات سنگ غذا مىشود و بعضى مردم غذاى كثير مىخورند و فضله بغايت اندك بعد دو سه روز ظاهر مىشود و عدم باليدگى بدن با وجود افراط تغذيه بهر آنست كه تحليل نيز در اعضاى آنها مفرط مىباشد و بسبب افراط تحليل عظم در بدن نمىآيد دوم آنكه اجزاى غذا بافراط بجگر منجذب نشود اما بسبب وقوع سده در مسلك انصباب صفرا براز كمتر آيد و اين نوع منذر بقولنج باشد و يا در امعا ديدان افتد و ثفل بغذاء ديدان صرف شود قوام براز و آن بر سه گونه باشد معتدل و غليظ و رقيق معتدل آنست كه در قوام هموار باشد نه سخت باشد نه نرم و غليظ را يابس نيز گويند و آن غير طبعىست و براز يابس آنچه بتمامه يابس آيد سبب آن يا داخلى بود يا خارجى سبب