واجد على خان
8
علم الأبدان ( فارسى )
اما موخر دماغ به نسبت مقدم لينت كم دارد زيرا كه منبت نخاعست و نخاع منبت و عصاب حركت و حركت را صلابت عضو مبدا لازم و دماغ مركبست از مغز و رگهاى جهنده و ناجهند شرائين و آورده و غشاى كه مسمىست بامّ الدماغ و عشاى لين هم گويند و غشاى ديگر قحفست و آن غشا را امّ غليظ و امّ جافيه و غشاى صلب نيز نامند بر غشاى لين نفس دماغست به نهجى درآمده كه فىمابين هر دو غشا اعنى غشاى صلب و غشاى لين در ميان آمده و به جهت همين جوف اين غشاى صلب را امّ جافيه نيز نامند و دماغ حس دارد و مخروطى الشكلست بدين صورت قاعده - زوايه جانب مقدم را كه طرف پيشانىست قاعده و جانب موخر را كه پس سرست زاويه نامند و دماغ سه جوف دارد كه آن را بطون گويند بطون در مقدم دماغست و بزرگترست از ديگر بطنها منبت اعصاب حسّى و محل حسها و خيالست و بطن سوم در موخر دماغست و آن منبت نخاع و محل حافظهست و اين بطن بطن اول اندكى كمترست و بطن ميانه كوچكتر از هر دو و محل متصرفه و وهمست از آن دماغ كه درين بطنست به حركت انقباضى و انبساطى مثل دود اعنى كرم حركت مىكند آن را دود نامند و نفع قبض و بسط آن تصفيه روح نفسانيست از ابخره دخانى و برابر درز سهمى دو شقست و عصبها و رگهاى هر شق جداگانه است اما چندان شد اند كه تميز بينهما دشوارست و اين از بهر آنست كه اگر يك شق دماغ ماؤف شود شق مع متعلقات از ان آفت ايمن و محفوظ ماند و به جهت دفع فضول دماغى دو مجراى طبعى اند يكى در بطن مقدم دماغ كه مادّه انجا به راه انف خارج مىشود و مجراى ديگر به طرف حنك كه ماده بطن اوسط و بطن آخر به تنحخ از آن راه مستخرج مىگردد و تشريح چشمان و اعضاى مركب چشمست و هر يكى ازين دو چشمان مركبست از هفت طبقات و رطوبت و آورده و شرائين و اعصاب و عضلات بدانكه طبقات سبعه اغشيهاند كه بر ديگرى موضوع شده و رطوبات ثلاثه جسمىست مائى و ذى جمود كه در طبقات بعد ديگرى محصور گشته و چون ملتحمه از طرف خارج اولين طبقه است آغاز تشريح ؟ ؟ ؟ كرده شد تشريح طبقه ملتحمه واضح باد كه از طرف خارج طبقه اول ملتحمه است دوم