قدرت احمد بن حافظ
38
بهج الحذاقت ( فارسى )
مسهل و مقيى بجكر نمىرود و بلكه در معده مىايستد و قوت او بجميع اعضا مىرسد از راه عروق ف [ حقنه ] بايد دانست كه عمل حقنه بهترين معالجات است در نقص فضول امعا و جذب آن از اعلى باسفل و وقت آن اول روز يا آخر آنست و جهت تسكين درد كليه و مثانه و اورام آنها و قولنج و جذب و فضول از اعضاى رئيسه عاليه نيز بهتر است مگر حقنه حاره مضعف جگر است و مورث حمى تا ممكن باشد به آن مبادرت نكنند ف [ قى ] در قى بدانكه قى تنقيه معده كند و تيز نمايد بصر را و سبك كند اعضاى قريب معده را و زائل گرداند گرانى سر و نفع دهد قروح مثانه و گرده و امراض مزمنه را مثل جذام و استسقا و فالج و رعشه و يرقان و تخمه و بايد كه صحيح استعمال قى در هر ماه دو بار كند و نيز قى كردن اشتها پديد آرد و بدن را محكم كرداند و گاهى ؟ ؟ ؟ بيقى را تمدد سراشيف و فواق و كزاز عارض گردد و ؟ ؟ ؟ كثارقى مضعف معده است و سينه و دندان و بصر را مضرت دارو دارد و بسا باشد كه رگ شگافته شود و بايد كه صاحب ورم حلق و باريك گردن و تنگ سينه و عسير الاجابت و مستعد بنفث الدم و حدوث و ورم حلق و ضعيف معده از قى پرهيزند و بعضى مردم حريص در روزى چند بار بخواند و هربار قى كنند و اين حركت زود پير مىسازد و در امراض رديه مثل ضعف معده و لاغرى و سقوط قوت و غيره مىاندازد و نيز قى عادت او شود هرچه بخورد ؟ ؟ ؟ بنفتد و اسهال و قى در وقت صفائى معده از فضول و يبوست ثقل و ضعف احشا و هزال مراق جاى خطر است و وقت قى صيف و ربيع و دو پهرست نه خريف و شتا و قى برناها خوب نيست و در وقت قى كردن بر چشمها عصابه بندند و شكم را تقميط نمايند و هرگاه فارغ شوند دهن و روى به آب سرد سركه آميخته بشويند تا گرانى سر را منع كند و بنوشند شربت سيب با مصطگى قليل و گلاب و قى جذب ماده از تحت و اسهال از فوق نمايند و اللّه اعلم ف [ فصد ] در فصد بدانكه فصد استفراغ كلى است و تنقيه تمام اخلاط كند اگرچه از بعضى اعضا باشد و سزاوار فصد سهاند يكى آنكس كه مهيّا باشد حدوث امراض را وقت كثرت خون يا فساد آن دوم شخصى كه از خوف مرضى و آفتى حكم بفصد او مىكنند بىآنكه كثرت يا تغير خون باشد سوم آنكه گرفتار امراض دموى باشد و غير اين كسان سزاوار فصد نيست پس اگر نقصان ماده مقصود باشد انتظار نضج نبايد ساخت و اگر استيصال ماده مطلوب است و خون غليظ باشد رقيق انتظار نضج ضرور است و جواز فصد قبل از نضج مر كسى راست