قدرت احمد بن حافظ
24
بهج الحذاقت ( فارسى )
محسوس گردد و گاهى از ذوبان اعضا باشد و رسوب همچو ريگ هميشه دال بر سنگريزه باشد و سرخ از آن از گرده باشد و سپيد از شانه و عدم الرسوب يا از عدم نضج باشد يا از سده يا از قلت ماده و علاوه اينكه رسوب در ابوال اصحا و مهزولين خصوصا مرتاضان كم باشد و در مريضان و فربهان خصوصا غير مرتاضان بسيار باشد و رسوب مدى همچو رطوبات خام است كه در بول برآيد مشابه مده مگر در مدى بدبو باشد و تقدم ورم در محدب كبد و در گرده و مثانه و سهولت در اجتماع و تفريق و در خام اينها نباشند هفتم از اصناف سبعه مقدار بول است پس كثرت آن يا از كثرت شرب آب تنها يا با شراب باشد يا از خوردن مدّرات يا از گداختن رطوبات بد نيست يا از استفراغ فضون ادرار ؟ ؟ ؟ چنانچه در بحران اگر با قوت باشد و عقب آن مريض راحت يابد و كثرت بول روى بهتر است چه دلالت بر بحران جبد كند و قلت آن دال بر فرط تحليل و فناء رطوبت يا سدّه يا اسهال باشد و قلت بول بافراط با قلت تحلل ؟ ؟ ؟ انداز باستسقا كند و اللّه اعلم بالصواب ف [ براز ] چونكه براز نيز از علامات است پس بايد دانست كه بزاز دلالت بر احوال هضم كند برنگ و مقدار و هيئت و دقت و بو و عدد مرات خود چنانچه خفيف النارية دلالت بر نضج معتدل كند و شديد النارية بر غلبه مرار و حرارت و قليل النارية بر خامى غذا و برودت و سپيدى براز از غلبه بلغم باشد يا از سده در مجرى مراره و درين خوف و لنج و يرقان است و براز همچو ريم دلالت بر شكستن دبيله باشد در قعر معده يا جگر يا روده و اگر بدبو باشد و الا اكثر غير مرتاضان شبيه بريم مىنشينند و منتفع شوند از ان بالا إله سستى كه بسبب ترك رياضت پيدا شده باشد و براز سياه حكم بول سياه دارد و براز سبز اگر از احتراق نباشد بر فرط جمودت دلالت كند و قلت مقدار براز بسبب قلت فضول اغذيه باشد يا از احتباس فضول ورين خوف قولنج است و گاه قلت براز از ضعف واقعه باشد و كثرت آن از ضد آن و براز رقيق يا ز ضعف هضم باشد يا از سدّه در ماساريقا كه رگهاى باريكاند از معده تا جگر رسته يا از ضعف جذب ماساريقا از نزله كه از سر بسوى معده ريخته است يا از غذاى فريق مانند اجاصب و براز سرخ يا از خوردن غذاى سرخ باشد يا از بودن خلط سرخ يا از ذوبان به شرط به شرط بدبو ؟ ؟ ؟ و براز زبدى يا از رياع باشد يا غليان موارد براز خشك يا از فرط تحلل بسبب مشقت ؟ ؟ ؟