قدرت احمد بن حافظ

22

بهج الحذاقت ( فارسى )

بدانكه رنگ اصفر چند گونه بود يكى ؟ ؟ ؟ بينى اى مشابه برنگ آب كه گاه خشك دران تر كرده باشند و آن از سردى باشد دوم اترجى اى مشابه به پوست اترج پخته و آن از اعتدال باشد نزديك شيخ الرئيس و اما نزديك جالينوس رنگ بول اصحا در ميان نارنجى و نارى باشد و اصوب اينكه رنگ بول اصحا بحسب مزاج باشد سوم اشقر و آن زرد مائل بسرخيست و درخشندگى و آن دال بر حرارت قليله بود چهارم نارى و آن زرد با شعاع بود همچو آتش پنجم احمر ؟ ؟ ؟ اصح اگر سرخ خالص مشابه بزعفران و همه اينها دال بر حرارت بحسب مرتبه خوراند چنانچه احمر ناصح زائد از نارى و نارى زائد از اشقر است در بوال بودن بر حرارت و احمر را نيز چهار طبقه‌اند يكى اصهب و آن اول مراتب حمرة است اگر سپيد كه بسرخى مائل باشد دوم دردى اى گلابى سوم احمر قانى اى بسيار سرخ چهارم احمر اقتم و آن سرخ مايل بكدورت باشد و همه اينها از حرارت و غلبه خون باشد و گاه باشد كه سرخى از برودت بود چنانچه در خارج بسبب عدم تميز خون از آب و در قولنج بارد بسبب درد مقارن محلل صفرا و نارى دال بر حرارت زائد باشد از احمر چه صفرا شديد الحرارت است از خون و اخضر را نيز چهار طبقه‌اند يكى قسقى و دوم نيلچى و اين هر دو از برد مجمد باشند و در صبيان منذر بفالج و تشنج‌اند سوم زنجارى و چهارم كرّاثى و اين هر دو از افراط حرارت محترقه باشند لكن احتراق در زنگارى بيشتر از كراثى و اسود گاهى از فرط احتراق باشد اگر با صفرة و بوى قوى باشد و گاهى از جمود اگر با كهودت اى برگشتگى رنگ و عدم الرائحه باشد و فرق در سياهى احراقى و سياهى جمودت همينست و گاهى بسبب حركت مادهء سودايه چنانچه در بحران و گاهى به خوردن اشياء سياه مانند شراب اسود چه‌بسا باشد كه طبيعت در آن تصرف نكند و بجنسه بيرون آيد و بول ابيض اگر مانند رنگ شير يا كاغذ است دلالت كند بر غلبه بلغم و برد و يا گداختن شحم يا اعضاى اصليه چنانچه در اخروق ليكن سپيدى بلغمى مخاطى باشد و سپيدى و دهان چرب و بول شفاف همچو آب يا دلالت كند بر عدم تصرف طبيعت در آب و آن روى است يا برسد باينكه منع نفوذ مايع نمايد و دوم از اصناف سبعه بول قوام است پس رقيق القوام يا بسبب عدم نضج باشد خصوصا در صبيان و اين بول در آنها رومىتر است چرا كه بول طبيعى صبيان غليظتر باشد ؟ ؟ ؟