قدرت احمد بن حافظ

9

بهج الحذاقت ( فارسى )

شرائين و غشا و پوشنده آن و نيست او را بذات خود حس مگر غشاء او را حس بسيارست و رنگش شبيه به خون بسته و آن جاى رستن اورده‌ست و موضع آن جانب راست و پشت آن بضلوغ پشت پيوسته است و بطن آن بمعده پيوسته و ؟ ؟ ؟ اعلان آن برابر حجاب سينه است و پائين آن تا تهيگاه رسيده و منفعت آن تولد خون براى تغذيهء اعضا يازدهم مراره و آن تلخه‌ايست بجگر پيوسته و ظرف مرة الصفرا است و منفعت آن كشيدن مرة الصفرا از جگر دوازدهم طحال و آن مركب است از گوشت و شرائين و متخلل است برگشته رنگ در نفيس او حس نيست مگر در غشاى آن حس بسيارست و جاى آن در جانب چپ در ميان اضلاع پشت شكم و منفعت آن جذب مرة السوداء از كبد و ظرف مرة السودا است و دو منفذ دارد يكى بسوى جگر رفته براى كشيدن سودا از كبد دوم به طرف فم معده رفته جهت ريختن سودا برو تا بر اشتهاى طعام آگاه كند سيزدهم هركرد و كرده كه هر يكى از آن مركب است از گوشت سخت اندك سرخ و شحم كثير و آورده و شرائين و غشاوتيست براى آنها بذات خود حسى مگر غشاء آن را حس بسيار است و جاى آن پائين پشت باشد و فائده آن كشيدن بول از پشت جگر تا در مثانه رساند چهاردهم مثانه و آن مركب است از جسم عصبى دوتاه و از عروق و شريانات و جاى آن در ميان مثانه و دبرست و فائده آن جمع بول و اخراج آن پانزدهم انثيين است و آن مركب‌اند از گوشت سپيد چرب و از آورده و شريانات و منفعت آن پختن مادهء منىست كه فضله هضم چهارم است شانزدهم قضيب و آن مركب است از لحم قليل و عصب و آورده و شرائين كثيره و براى آن حس بسيار است و منفعت آن ظاهر است و در آن سه مجرى هستند يكى مجرى بول دوم مجرى منى سوم مجرى رودى و اين هر سه در بيخ ذكر جدا هستند ؟ ؟ ؟ ذكر يك شده‌اند هفتدهم رحم و آن جسم عصبى است و جاى آن در ميان مثانه و روده مستقيم و ناف و براى آن گردنىست و آن كم از شش انگشت و زياده از يازده انگشت نباشد و الت مردان نيز چنين باشد چرا كه آن گردن مدخل ذكرست و منتهاى آن تا فرج داخلى قريب منفذ بول و در بيخ رحم و خصيه‌اند و منفعت او قبول حبل است و تفصيل اين تشريح در كتب مطول مذكورست اينجا به قدر ضرورت نوشته شد و اللّه اعلم ف [ اعضاء مركبه ] بدانكه از اعضاء مركبه بعضى رئيس‌اند اندامند و اصل براى قوى ضروريه يا بنا بر بقاى شخص‌اند مانند دل كه مبدء قوة حيوانيه است و جگر كه مبدء قوة طبيعه است و دماغ مبدء قوه حس