قدرت احمد بن حافظ
4
بهج الحذاقت ( فارسى )
گويند مزاج جوانان معتدلتر است و كودكان در حرارت مساوى جواناناند لكن رطوبت در طفلان زائد است لهذا حرارت ايشان نرم است و حرارت شبان تيزتر و كهل اى ميانهسال و شيخ مزاج بارد يابس دارند مگر شيخ از طب است به رطوبت ؟ ؟ ؟ ف [ در اوقات عمر ] بايد دانست كه اوقات عمر فى الجمله چهاراند يكى سن نمو اى باليدن و آن تا قريب سى سال است و دوم سن و قوت و آن تا سى و پنج يا چهل بحسب مزاج اقليم سوم من الخطاط بابقاى قوت و آن تا قريب شصت سال است چهارم سن الخطاط با ظهور ضعف و آن تا آخر عمر باشد و اللّه و علم بالصواب سوم از امور طبيعيه اخلاطاند و آن جمع خلط است و خلط جسميت رطب سيال پيدا مىشود اولا ؟ ؟ ؟ كيلوس به اين طريق كه هرگاه غذا خورده شود براى آن چهار هضم مىشوند تا آنكه جزو بدن گردد هضم اول از دهن تا معده باشد و در انجا غذا مشابه آش جو شود آن را در يونانى كيلوس خوانند و هضم ثانى در جگر مىشود و در آنجا چهار خلط پيدا مىشود به اين طريق كه هرگاه كيلوس از قعر معده به راه عروق ماساريقا در جگر آيد و دران نفوذ كند و طبخ يابد پس حاصل شود جيزى مانند كف آن را صفرا گويند و چيزى مانند ؟ ؟ ؟ درد آن را سودا گويند و اين هر دو طبيعىاند و چيزى كه سوخته شود لطيف از ان صفراى غير طبيعى است و كثيف آن سوداى غير طبيعى و آنچه خام ماند بلغم طبيعى باشد و آنچه مصفى ازينها باشد دم است پس اينهمه چهار خلط باشند دم و صفرا و بلغم و سودا و افضل ازينها دم است و آن گرمتر باشد و فائده آن غذا دادن ببدنست و طبيعى از ان سرخرنگ و بىبدبو ؟ ؟ ؟ معتدل القوام و شيرين باشد و غير طبيعى بر خلاف آن پس از ان بلغم و آن سردتر است و و فائدهء آن خون گرديدن وقت فقدان خون و تر ساختن اعضا باشد تا حركت آن را خشك نكند و در تغذيه دماغ مخصوص بودن و طبيعى از ان قريب الاستحاله به خون باشد و غير طبيعى برعكس آن مانند بلغم مالح كه مائل بحرارت و يبوست است و بلغم حامض كه مائل به برودت و يبوست است و بلغم سيخ و اين را تفه نيز گويند و خالص البرد و خام باشد و بلغم معفص و آن مائل ببرودت و يبوست اكثر ار ؟ ؟ ؟ حامض است و بلغم مائى از همه رقيق و ابرد اروطب است و بلغم ؟ ؟ ؟ جصى از همه غليظ و بلغم مخاطى مختلف القوام باشد و بلغم خام نيز مختلف القوام باشد ليكن اختلاف محسوس نشود پس از ان صفرا باشد و آن گرم و خشك است و فائده آن رقيق كردن خونست و مخصوص بتغذيه شش است و مىشويد امعا را از ثقل و بلغم لزج و طبيعى از ان احمر خالص باشد مائل بصفرة مانند زعفران و سبك و تيز باشد و غير طبيعى بر خلاف آن يا از اختلاط بلغم غليظ است آن را