شمس الدين احمد
61
خزائن الملوك ( فارسى )
يا آثار صفرا و رقت خون و حرارت آن و اندكاندك آمدن علامت نوع ثانى باشد و گاه بود كه بسببى از اسباب چون ضربه و سقطه و هو الاكثر يا غليان خون در شبكه و مشيمه وريدى از آورده يا شريانى از شرائين آنجا بشگافد و رعاف افتد و تقدم سبب بر ضربى و سقطى و سبوق صداع شديد و سرخى روى و چشم بر غليائى دال بود و از رقيق و ناصع الحمرت بودن خون و بدفق برآمدن وى شريانى را از وريدى امتياز توان كرد بخر الانف بخر بفتحتين با موحده و خاى معجمه و راى مهمله در آخر بر وزن شجر بمعنى گنده شدنست و انف بتازى بينى را گويند و در اصطلاح اطبا مرض مذكور آنست كه بوى بد از بينى آيد و وى بحسب سبب بسه نوع متنوع شود يكى آنكه سببش در بينى بود چون بواسير الانف كه عفونت پذيرفته باشد و قروح مزمنهء بينى دوم آنكه سبب در نواحى سينه يا ريه يا معده باشد و بخار عفن از ان بحنك درآيد و از ان دو ثقبه كه از بينى باقصى فم رسيدهاند بانف توجه كند و توليد علت مذكوره نمايد سوم آنكه رطوبت عفنه در تمامى دماغ يا مقدم آن يا در جزوى كه متصل بانفست گرد آيد و بوى وى به بينى گرايد و از انجا كه انواع ثلاثهء مذكوره فى الحقيقة اعراض امراض ديگر باشند آثار آنها پوشيده نبود رض الانف رض بفتح راى مهمله و شدّ ضاد معجمه در اصل بمعنى كوفتن و ريزه كردن آمده و در اصطلاح اطبا على ما هو راى الجمهور عبارت از تفرق اتصال غضروفىست و مرض مذكور كوفته شدن بينىست و محتاج شرح نيست جفاف الانف بضم جيم و فتح فا و الف و فاى ثانى بمعنى يبوستست و انف بينى و مرض مذكور را سه سببست يكى آنكه حرارت قويه به تجفيف رطوبات انجامد و اين عارض مىشود در حميات محرقه دوم آنكه يبوست شديده بافناى رطوبت پردازد و اين عارض مىگردد در حمى دقيه سوم آنكه خلط لزج در خيشوم بچسبد و همان جا خشك شود از حرارت هواى مستنشق و بواسطهء انسداد مجرى از رطوبات دماغ كه ترطيب بينى بدان وابسته باشد جفاف در بينى رو نمايد عطاس بضم عين مهمله و طاى مهملهء مفتوحه و الف و سين مهمله در اصطلاح اطبا عطسه بسيار آمدنست و بايد دانست كه عطسه مر دماغ را چون سعالست مر شش را و بواسطهء دفع موذى از دماغ موجب حفظ ويست اما افراط و ازدياد وى باعث آفاتست چنانچه شارح اسباب گفته كه عطسهء متواتره بساست كه مهيج رعاف شديد مىگردد و اكثر در حميات و ما يماثلها به حدى رسد كه قوت ساقط كند پس افراط عطسه خاصه در ابتداى زكام و حميات و در كسانى كه دماغ ايشان را ضرر دارد و كسانى را كه در سينهء ايشان مواد بسيار بود و كسانى را كه خون از بينى ايشان بسيار آيد زيان ؟ ؟ ؟ بوده اعتدال عطسه ؟ ؟ ؟ را كه در سر وى