شمس الدين احمد

59

خزائن الملوك ( فارسى )

انقلاع الاذن يعنى برآمدن گوش از بيخ و اين را سه سبب بود يكى جذب قوى دوم ضغطه سوم ريح ضاغط ورم بيخ گوش اگر دموى باشد سرخى و گرانى و وجع متمدد علامت آنست و اگر صفراوى بود وجع لذاع و سوزش و عدم گرانى نشان اوست و اگر بلغمى بود نرمى ورم و گرانى و قلت حمرت آثار آن باشد و اگر سوداوى بود صلابت ورم و قلت وجع شاهد ويست الصّرة الرابعة فى امراض الانف خشم بفتحتين خا و شين معجمتين و سكون ميم مرضيست كه حس بويائى مفقود شود پس آنچه مولودى بود لا علاج له و آنچه عارضى بود هفت قسم باشد يكى آنكه در مجراى بينى گوشت زائد برويد و اين را بواسير الانف گويند دوم آنكه در مجرى ورم نرم ملايم عظيم الحجم مع رگهاى باريك و بسيار عارض شود و ورم مذكور را كثير الارجل و بسفائج نامند سوم آنكه خلط غليظ لزج از مقدم دماغ در مجراى بينى فرود آيد چهارم آنكه مجراى بينى در اصل خلقت تنگ و ضيق آفريده شده باشد و بدان سبب باندك چيزى نازل از دماغ مسدود گردد پنجم آنكه سده در مصفات از خلط غليظ لزج افتد ششم آنكه ريح غليظ در مجراى بينى مسدود شود و مصفات سالم باشد هفتم آنكه سوء مزاج كيف ما كان بر مقدم دماغ و بر زائدتين شبيه بحلمتى الثدى مستولى شود و وجه فقدان شم ازين اسباب متذكرهء بالا عدم وصول هواى متكيف بروائح بشامه يا فتور در انفعال وى از آنست و وجود سبب علامت اول و ثانى و ثقل مقدم سر متصل بمنخرين علامت ثالث و رابع و عدم خروج فضله و رطوبت با وجود انفتاح منخرين و تغير كلام و چنان محسوس شدن كه از بينى سخن مىگويد علامت خامس ؟ ؟ ؟ خروج ريح هنگام دمزدن عليل در بينى و يك سوراخ بينى پيوسته منسد بودن علامت سادس عيان باشد و علامت سابع اسباب ما تقدم و احساس حرارت در مقدم سر اگر ساذج بود و برآمدن رطوبات نضيجه از دماغ اگر مادى باشد دلالت سوء مزاج حار و برآمدن رطوبات خام قليل المقدار از بينى در ساذج و با وجود آثار مذكور احساس ثقل در مقدم دماغ در مادى شاهد سوء مزاج بارد و وقوع علت عقب امراض حادهء مجففه چون سرسام گرم و مانند آن گواه سوء مزاج يابس و تقدم تدابير مرطبه و آثار رطوبات جاليه نشان سوء مزاج رطب بود بواسير الانف گوشتىست زائد كه در باطن بينى برويد و هوا را كه بروائح متكيف شده مىرسد بشامه و اصل شدن ندهد پس اگر ابيض اللون غددى اللحم بىدرد بود سهل العلاج باشد چه مادهء وى بلغمى بود و چندان رداءت ندارد و اگر سرخ‌رنگ و كمد اللون و بادرد باشد صعب العلاج و متعسر البرء بود و خاصه اگر با سيلان زرداب منتن يار باشد كه مادهء انواع مذكوره ردى بود و گاه بود كه علت