شمس الدين احمد
54
خزائن الملوك ( فارسى )
حركت كند آن موى منقلب مقله را بخلند و اشك برآيد و ازين جهت چشم ضعيف و مستعد قبول مواد رديه شود و سبل و دمعه و حكه و حمرت پديد آيد و شعر زائد آنست كه موى زائد در باطن پلك فروتر از منبت مژه برويند و اين دو نوع بود يكى آنكه مستقيم و راست باشند و مقله را بخلند پس آنچه در شعر منقلب بالا ذكر يافته مضرتهاى مذكوره درين نوع نيز پيدا باشند دوم آنكه بسوى خارج منقلب باشند و آن مقله را نمىخلند و چشم را ضررى محسوس نمىرسانند ليكن از آنكه بر حدقه سبل مىباشد مريض بر ظاهر اشيا خطوط سياه احساس مىكند چنانچه مىبيند صاحب اشعار زائد بر ماوجب و كسى كه اشعار آن در غير منبت خود رسته باشند و سبب حدوث اين مرض رطوبت عفنه بود كه در پلك و حوالى مژه جمع آيد اما از لذع و حرقت و ملوحت خالى مىباشد انتشار الاهداب ريختن مژه است و حدوث اين مرض از اختلاط خلط حاد با غذاى اهداب يا ضعف جاذبهء پلك و بازماندن غذا از وى يا گرد آمدن رطوبت در موضع پلك و منبت اهداب را مسترخى و مخارج و منافذ را وسيع ساختن يا مانع شدن چيزى از وصول غذا در انجا چون چسبيدن خلط غليظ لزج مفسد اصول شعور باصول آنها و انسداد مسامات از آثار جدرى و جراحت و حرقت آتش بمنصهء ظهور آيد كه از اسباب مذكوره در غذاى اهداب فقدان يا فساد رو نمايد و علامات هريكى ازين اسباب متذكرهء بالا از امارات غلبهء اخلاط و تقدم امراض حاده و آثار جدرى و غيره هويدا بود بياض الاهداب سفيد شدن مژگانست و مرض مذكور از استيلاى رطوبت لزج بر مادهء مولدهء مژه صورت بندد جرب الاجفان جرب بفتح جيم و سكون راى مهمله و موحده بتازى گر را گويند و اجفان جمع جفنست و مرض مذكور چهار قسم بود يكى آنكه در باطن پلك خشونت اندك با حمرت و خارش از مادهء شور پديد آيد و اين ؟ ؟ ؟ پس از رمد حار كه در معالجهء آن استعمال مبردات بافراط كرده باشند حادث مىشود و بسيلان اشك يار باشد و در عرف اطبا بجرب منبسط اشتهار دارد دوم آنكه در باطن پلك دانهاى خرد سپيد سر از ابخرهء حاده كه از اخلاط عفنه به اعضاى سر و چشم برآيد پديد آيد و باشد كه بخارات مذكوره بسبب احتقان بكيفيت مالحهء بورقيه متكيف گردند و از آنكه دانهاى اين جرب مشابه به صورت حصف مىباشد به حصفى موسوم شده و از شان ويست كه پوست تنك از وى منقشر شود و چون ازمان پذيرد و در علاج مهلت رود باحداث دمعه و فساد مقله و توليد سبل انجامد و لهذا ابن تلميذ گفته كه آن الجرب و السبل فى الاكثر يتلازمان سوم بثور مستدير الاسافل محدود الراس بعضها ملتزق به بعض بحسب صورت مشابه بدانهء انجير در پلك بمنصهء ظهور رسد و اين معروفست