شمس الدين احمد
31
خزائن الملوك ( فارسى )
و القدامى و عليه الشارح و مؤلف بحر الجواهر و كزاز بضم كاف و دو زاى معجمه كه فيما بينهما الفست گاهى به مطلق تمدد يعنى در هر عضوى كه باشد و گاهى بر تمدد خاص كه سببش برد مجمد رطوبت در عصب بود داخلى باشد چون شرب افيون و آب شديد البرودة يا خارجى مانند مصادقت برف و هواى سخت سرد و غوص در آب مفرط البرد و گاهى بر تشنجى كه ابتدا كند از عضلات ترقوه يعنى چنبر گردن پس ممتد سازد آن را بقدام يا بخلف يا بهر دو جهت اطلاق مىكنند و حدوث علّت تمدد و كزاز بسبب انجماد رطوبات بارده در ميان ليفها و افتادن ماده در مبدأ اعصاب و رسيدن الم بعصب و استيلاى يبوست بر ليفها و گرد آمدن باد غليظ ممدد در الياف و هرب عضله از اذيت حرق و جراحت بمنصهء ظهور مىرسد و علامات اين اسباب از مبحث تشنج جويند و آثار متقدمهء اين مرض صلابت عضلات قفا و پشت و اختلاج اندامها و خارش آنها و گرانى زبان و بدشوارى فروبردن اشربه و آب دهانست و از خواص خارش متقدم اين مرضست كه هرچند بخارند لذت نيابند و اماراتى كه پس از وقوع علّت رو نمايد آنست كه چشم و روى صاحب كزاز قدامى بچهرهء صاحب خناق ماند روى سرخ و چشمها برخاسته و باشد كه چشمها زودزود برهم زند و چون امتلاى دماغ و عروق سر و تراكم مواد درينها بدان حد رسد كه بضيق منافس انجامد رنگ روى سياه يا سبز نمايد و گاه باشد كه بنا بر تمدد عضلات روى بيمار خندان نمايد و گاهى بسبب تمدد عضلهاى مثانه بول محتبس شود و گاه باشد كه عضلهاى مثانه به نهجى متمدد گردند كه قوت ماسكه ببطلان انجاميده بول باز نتواند داشت و گاهى تمدد مثانه به حدى رسد كه رگى از رگهاى آن بگسلد يا سر رگى گشاده شود و بول الدم عارض گردد و گاهى باشد كه معاى مستقيم و عضله مقعد بر شكلى كشيده شود كه ثقل باز نتواند داشت و گاهى از جهت غلبهء برودت قولنج بمنصهء ظهور رسد و گاه بود كه اعصاب و عضلات چنان پيچيده شود كه بيمار از جامهء خواب بيرون افتد و بيشتر اوقات بول مبتلاى اين مرض همچو آب و كفك باشد و به هيچ نوع كزاز از بيخوابى و درد خاصه ما بين كتفين خالى نباشد رعشه بكسر راى مهمله و سكون عين مهمله و فتح شين معجمه و هاى موقوفه در لغت عدد و اهتزازست و آن علتيست كه در اعضاى مركبه حادث شود بنا بر عجز قوت محركه از تحريك عضل يا ثبات آن بطريق اتصال پس حركات ارادى بحركات غير ارادى يا ثبات ارادى بتحريك غير ارادى مختلط گردد و در دست چپ بيشتر افتد و يا در سر و در ديگر اعضاى آليه كمتر افتد و حدوث اين علت تارة از ضعيفى قوت محركه و اخرى از ضعيفى آلهء حركت صورت بندد و باشد كه در هر دو ضعف روى نمايد و مرض مذكور بظهور گرايد و بالجمله از مقاسات ؟ ؟ ؟ امراض و كثرت جماع خاصه بر امتلا و از اعراض انسانى چون خوف مفرط و خجالت بيشمار و هيبت امرا و سلاطين و كشتن بغايت